اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٨٧ - زادگاهى كه پيامبر به آن دل سپرده بود
زادگاهى كه پيامبر به آن دل سپرده بود
وَ هاجَرَ الى بِلادِ الْغُرْبَةِ، وَ مَحَلِّ النَّاىِ عَنْ مَوْطِنِ رَحْلِهِ، وَ مَوْضعِ رِجْلِهِ، وَ مَسْقَطِ رَأسِهِ، وَ مَأنَسِ نَفَسِهِ، ارادَةً مِنْهُ لِاعزازِ دِينِكَ، وَ اسْتِنْصاراً عَلى اهْلِ الْكُفْرِ بِكَ، حَتّى اسْتَتَبَّ لَهُ ما حاوَلَ فىِ أَعْدائِكَ، وَ اسْتَتَمَّ لَهُ مادَبَّرَ فىِ اوْلِياءِكَ، فَنَهَدَ الَيْهِمْ مُسْتَفْتِحاً بِعَونِكَ، وَ مُتَقَوِّياً عَلى ضَعْفِهِ بِنَصْرِكَ، فَغَزاهُمْ فىِ عُقْرِديارِهِمْ، وَ هَجَمَ عَلَيْهِمْ فىِ بُحبُوحَةِ قَرارِهِمْ، حَتَّى ظَهَرَ امْرُكَ، وَ عَلَتْ كَلِمتُكَ، وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ. و [در راهِ عزّت و سربلندى اسلام] به غَريبستان؛ به سرزمين دور از وطن و دور از زادگاهش، كه در آن مىزيست و به آن دل سپرده بود و عشق مىورزيد و با آن انس داشت، هجرت نمود. مىخواست تا دين تو را عزيز گرداند، و بر آنان كه به تو كفر مىورزيدند چيره گردد، تا اين كه درباره دشمنان، آنچه در سر داشت، جامه عمل پوشيد، و آنچه كه در مورد دوستان و مؤمنان انديشيده بود تحقق يافت. پس در حالى كه از تو يارى مىجست و به هنگام ضعف و درماندگى از تو مدد مىگرفت، شتابان به آهنگِ جنگ بر آنان بتاخت، و در درون سرزمينشان با آنان درگير شد و در ميانِ خانه هاشان بر آنان هجوم بُرد، تا اين كه فرمان تو آشكار