اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١١١ - خوشا آنان كه سر بر خاك اويند
نژادى، كه دنياى آن روز و بهويژه قبيلههاى عرب جاهلى روى آن حسابها مىكردند، دختر عمّه خود «زينب» را به همسرى او درآورد تا به ديگران درس عملى بياموزد و قانون مساوات را پايهگذارى كند.[١]
محمد ٦ با اين كه امّى (درس ناخوانده) بود، آدميان را به دانش و آگاهى فراخواند. و آياتى كه در آغاز بعثت از سوى خداوند بر او نازل شد، درباره خواندن بود و نوشتن:
اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ. الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ. عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ.[٢] بخوان، و پروردگار تو بزرگوارترين [بخشندگان] است، آن كه [نوشتنِ] با قلم بياموخت، آدمى را آنچه نمىدانست آموخت.
يعنى همان خدايى كه به وسيله قلم به ديگران كتاب آموخت تو را بدون قلم و نوشتن كتاب مىآموزد. آيا تا اكنون ديده شده است كه انسانى امّى (درس ناخوانده) و مكتب ناديده، مردمان را به دانش آموختن فراخوانَد و با جهل و نادانى بستيزد؟! بهويژه آن كه اين فراخوان و جهلستيزى در جامعهاى باشد كه دانايانشان دهان دوخته و نادانانشان مورد تكريم و با عزّت باشند: «بِارْضٍ عالِمُها مُلْجَمْ وَجاهِلُها مُكْرَمٌ»؟[٣]
در جامعه دردخيز و انديشهكش، او بود كه حقوق پاىمال شده زنان را احيا كرد، و فرمود: آنان نيز چون شما مردان، بشرند:
ايُّها النَّاسُ؛ انَّ لِنِسائِكُمْ عَلَيْكُمْ حَقّاً ... فَاتَّقُواللَّهَ فِى النِّساءِ وَاسْتَوصُوا بِهِنَّ خيراً.[٤] اى مردم! همانا زنانتان را بر شما حقّى است ... پس درباره زنان از خدا بترسيد و با آنان خوش رفتارى كنيد.
او بود كه آمده بود تا جهان را مدينه فاضله كند، كه در آن خردها و ارزشهاى متعالى انسانى، و نه خواهشهاى نفسانى و احساسات بشرى، حاكم گردد. او به راستى پيشواى بىبديل انسانيّت و رهايىگرِ بشريت بود. در ميان مردمانى به پا خواست كه خوارترينها بودند، و در سايه نعمت وجود او و به بركت بعثتاش با احتشامترين مردم در درازاى
[١] - درباره نظام بردهدارى به كتاب محمد خاتم پيامبران، ج ١، مقاله« گوشهاى از اخلاق محمد٦» رجوع شود
[٢] - علق، آيه ٣- ٥
[٣] - نهجالبلاغه، خطبه ٢
[٤] - تحفالعقول، ص ٣٤