اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٠٧ - قبيلههايى ديگر از فرشتگان
آوردند، گفتند: درودى [نيك بر تو]، گفت: درود [بر شما]؛ ديرى نپاييد كه [ابراهيم] گوسالهاى بريان آورد و چون ديد دستشان به سوى آن دراز نمىشود آنان را ناآشنا و بيگانه يافت و از ايشان هراسى در دل نهاد؛ گفتند:
مَهَراس، ما به سوى قوم لوط فرستاده شدهايم و همسر او ايستاده بود و خنديد آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پىِ اسحاق، يعقوب را داديم.
على (ع) فرمود:
انَّ فِى السَّماءِ السَّابِعَةِ حَظِيرَةُ يُقالُ لَها حَظِيرَةُ الْقُدُسِ فِيها مَلائِكَةٌ يُقالُ لَهُم الرَّوحانِيّوُنَ فَاذا كانَ لَيْلَةُ الْقَدْرِ استأذَنُوُا رَبَّهُمْفِى النُّزوُلِ الى الدُّنيا فَيَأذَنُ لَهُمْ فَلا يَمرُّونَ عَلى مَسجِدٍ الّا وَ يُصَلُّونَ فِيهِ وَ لايَسْتَقْبِلوُنَ احداً فِى طَرِيقٍ الّا دَعَوا لَهُ فَاصابَهُمْ مِنْهُمْ بَركَةٌ.[١] در آسمان هفتم جايى است كه به آن «حظيرة القدس، بهشت» مكان پاك و پاكيزه گويند، در آن فرشتگانى ساكن اند كه آنان را «رَوحانيّون» نامند. هرگاه شب قدر فرا رسد براى فرود به دنيا از پروردگار خويش رخصت طلبند و خداى آنان را رخصتِ فرود دهد. بر مسجدى نگذرند مگر آن كه در آن نماز گزارند و در راهى با كسى روبرو نشوند مگر آن كه او را دعاكنند. پس از اينان به ايشان بركت و خجستگى دررسد.
يكى از حكيمان گويد: در وراى اين عالم، آسمان و زمين و دريا و حيوان و گياه و مردمى آسمانى وجود دارد و هركه در آن عالم هست آسمانى است و در آنجا چيز زمينى وجود ندارد و روحانيانى كه در آن عالَمند با انسانهاى آن عالم ملايمت و الفت دارند و از يكديگر نمىرمند و هر كدام با رفيق خود هيچ نوع تضادى نداشته بلكه در كنار او احساس راحتى و آسايش مىكند.[٢] گاه مىشود كه در پارهاى از لحظههاى زندگى، بىعلت و بىرشوت نسيمهاى ويژه و رحمتى خاص از مجارى و در مواقع ويژه مىوَزَد با اين كه نسيم رحمت عام و شامل خداوند همه وقت، همگان را در مىرسد و همه جوانب حيات را در پوشيده است، و اما در اين لحظهها بيشتر مىوزد، و هر كه را كه آماده دريافت آن
[١] - رياض السالكين، ج ٢، ص ٤٣؛ والْدُّر المُنْثُورُ فِى التَفسِيرِ المأثُورِ، ج ٦، ص ٦٣٨
[٢] - علم اليقين فى اصول الدين، ج ١، ص ٣٤١