اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٣٧ - زنام و نشان و گمان برتر است
چندان رطوبت ترشح مىكنند تا مادّه مسهل را دفع كنند. آدميان ظاهربين، مىپندارند مسهل عمل كرده و لينت آورده است. امّا طبيب دانشمند، مىداند كه اين عمل نتيجه واكنشى است كه مزاج مريض از خود بروز داده است نه مسهل. همچنين است طبع جهان، آنگاه كه جنگى بروز مىكند يا قحطى رخ مىدهد يا بيماريى چون وبا و طاعون، آشكار مىشود يا طوفان و زلزلهاى پديد مىآيد. ظاهربينان كه از حقيقت حال بىخبرند، تنها علل ظاهرى اين حوادث ناگوار را مىبينند؛ جنگ را معلول فشارهاى اقتصادى مىدانند و بيمارى را معلول ميكروبها و زلزله را معلول بخارهاى درون زمين و همينگونه درباره ديگر معلولها، داورىهاى سطحى مىكنند.
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ. إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ. الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ.
وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ. وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ. الَّذِينَ طغَوْا فِي الْبِلَادِ. فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ. فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ. إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ.[١] آيا درنيافتهاى (نديدهاى) كه پروردگارت با قوم عاد چه كرد؟
با (مردم شهر) «ارم» كه داراى ستونهاى بزرگ بود، كه مانند آن در ميان شهرها نيافريدهاند، و با قوم ثمود كه در آن درّه، خرسنگ (ها) را مىشكافتند؛ و با فرعون دارنده آن ميخها، آنان كه در شهر سر به سركشى برداشتند؛ و در آنها بسيار به تباهى پرداختند؛ سرانجام پروردگارت بر (سرِ) آنان تازيانه عذاب فروكشيد؛ بىگمان پروردگارت در كمينگاه است.
كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌ بِالْقَارِعَةِ. فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ. وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ. سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ. فَهَلْ تَرَى لَهُم مِن بَاقِيَةٍ.[٢] قوم ثَمُود و عاد، آن [هنگامه] در هم كوبنده را دروغ شمردند. اما قوم ثمود با سركشى خويش به نابودى افكنده شدند. كه [خداوند] آن را هفت شب و هشت روز پياپى بر آنان چيره گردانيد و آن قوم را در آن شب و روزها بر
[١] - فجر، آيه ٦- ١٤
[٢] - حاقّة، آيه ٤- ٨