اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٢٥ - باغ وجود، يكسره دام نوائب است
باغِ وجود، يكسره دام نوائب است
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اكْفِنا حَدَّ نَوائِبِ الزَّمانِ وَ شَرَّ مَصايِدِ الشَّيْطانِ وَ مَرارَةَ صَوْلَةِ السُّلْطانِ. بارخدايا! بر محمّد و دودمانش درود فرست، و ما را از تندى و سختى پيشآمدهاىِ روزگار و گزندِ دامهاى شيطان و تلخى رنجِ قهر و سيطره سلطان، حفظ كن!
حَدُّ الشَّىءِ وَ حِدَّتُهُ: تندى، تيزى، سختى و شدّت و صلابت آن.
نوائِب: جِ النّائِبَه، بلاى سخت، مصيبت، كار دشوار، حوادثِ روزگار؛ خوشايند و ناخوشايند، وَ هِىَ ما يَنُوبُ الانسانَ، اى يَنْزِلُ بِهِ مِنَ الْمُهِمَّاتِ و الْحَوادثِ،[١] مصائبى كه براى آدمى، فرود آيد.
الشَّرْ: بدى، پليدى، تبهكارى. ج: شرور. بد، تبهكار. بدتر، اسم تفضيل است كه همزه آن بر اثر كثرتِ استعمال حذف شده است و در اصل أشَرّ بوده است: «فلانٌ شَرُّ النَّاسِ، فلانى بدترين مردم است.» ج: أشرار و شِرار و اشِرّاء.
مَصايِد: بدون همزه، جِ مِصْيَدة، مِصْيَد (مِفْعَلْ)، آلت صيد. مراد از مَصايِد، شهوات و خواهانىهاى نفس، و لذّتهاى دنيايى كه شيطان بدانها، آدمى را مغرور مىكند و به تباهى مىافكند.
الْمَرارة: تلخى، رنج، سختى.
[١] - النهايه فى غريب الحديث وَ الْاثَرِ، ج ٥، ص ١٢٣