اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٦٦ - مفهوم عرش و كرسى
داد. او را برگزيد.
الْوَلَهَ، سخت اندوهگين شد، چندان كه نزديك بود عقلش را از دست بدهد. از شدّت اندوهْ عقل خود را باخت. از شدت عشق سرگشته شد. والِه و حيران شد. مشتاق و شيفته گشت.
قرآن مجيد به تكرار از عرش ياد كرده است:
وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ.[١] اوست خداوند عرش بزرگ.
فَتَعالَ اللَّهُ المَلِكُ الْحَقُّ لاالهَ الّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ.[٢] پس برتر است خداى، آن پادشاه راستين، [از اين كه كارى بيهوده كند]؛ خدايى جز او نيست، خداى عرش گرامى.
ذُوالْعَرْشِ الْمَجيدُ.[٣] خداوند بزرگوار عرش.[٤]
عرش (اورنگ و فرمانروايى)، كه پيش از آفرينش آسمانها و زمين برآب بود:
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّموَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ.[٥] و اوست آن [خداى] كه آسمانها و زمين را در شش روز- شش دوران- بيافريد و عرش او برآب بود.[٦]
و پس از آفرينش آسمانها و زمين بر آنها استيلا يافت تا از آنجا به كار گردانى جهان پردازد:
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّموَاتِ والْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى
[١] - توبه، آيه ١٢٩
[٢] - مؤمنون، آيه ١١٦
[٣] - بروج، آيه ١٥
[٤] - اين ترجمه بنابر آن است كه« المجيدُ» به ضمّ خوانده شود كه صفت« ذو» يعنى خداى تعالى است و به كسر، صفت عرش خواهد بود.« خداوندِ عرش گرامى و ارجمند»
[٥] - هود، آيه ٧
[٦] - معناى عرش، تخت، قدرت و فرمانروايى است، و گفتهاند كه عرش خداوند همان جهان هستى است زيرا قدرت و فرمانروايى او همه جهان را فراگرفته است. اما اين كه تخت قدرت او بر آب نهاده است به يقين نمىتوان چيزى گفت، احتمال دادهاند كه چون آب مايه و سرچشمه حيات و زندگى است عرش خداوند بر آن نهاده شده است. و نيز گفتهاند: كه در آغاز آفرينش جهان هستى به صورت توده آبگونه يا گازهاى فشرده بوده و سپس منظومهها و ستارگان و ... از آن پديد آمده است