اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٩٠ - مؤمنان روزگاران
اسلامى آورده بود و در برابر سيل پيشرفت اسلام ياراى ايستادگى نيافتند، ناگزير دم از موافقت و تسليم زده و منتظر فرصت مناسب نشستند. اينها، نخستين عناصر نفاق را در درونِ جامعه اسلامى تشكيل دادند. مردمانى بودند كه به ظاهر ايمان آورده بودند، امّا در نهان، كفرشان را مخفى مىداشتند. به تعبير قرآن كريم:
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ.[١] و برخى از مردم مىگويند، به خداوند و روز واپسين ايمان آوردهايم با آن كه آنان مؤمن نيستند.
اين گروه كسانى بودند كه قرآن كريم از زبان آنها آورده است:
وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوْا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ.[٢] و هرگاه با كسانى كه ايمان آوردهاند، ديدار كنند؛ مىگويند ايمان آوردهايم و چون با شيطانهاى خود تنها شوند، مىگويند ما با شماييم و ما تنها [مؤمنان را] ريشخند مىكنيم.
گاه رفتارهاى رسواكنندهاى از ايشان سر مىزد كه ذهن و دل مؤمنان را متوجّه خود مىساخت، و قرآن از تشبثهاى خائنانه و مزوّرانه منافقان مدنى سرگذشتها دارد،[٣] اگرچه اين گروه در جمعيت منافقان اكثريت نداشتند، بلكه اكثريت با مكيّانى بود كه پس از فتحِ شهرشان، ميان پذيرشِ دين جديد و مرگ، بر سرِ دوراهى بودند و ناگزير به اسلام تظاهر مىكردند؛ زيرا كه به دنبال شكست، به بردگى اسلام درآمده و با اظهار مسلمانى به آزادى رسيده بودند. از اين رو، «طُلَقا» (آزادشدگانِ پس از اسارت)، خوانده شدند. و در جريانهاى اجتماعى بيشتر نقش مشتركى را ايفا مىكردند؛ چرا كه سرسختترين و ديرپاترين دشمن اسلام به شمار مىرفتند. و در جريان بازگشت از اسلام و ستيز با آن از هر گروهى سهم بيشترى داشتند. على (ع) درباره «طُلَقا» كه ابوسفيان، آنها را رهبرى مىكرد، فرمود:
فَوَ الَّذِى فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ، ما اسْلَمُوا وَلكِنْ اسْتَسْلَمُوا وَ اسرُّوا الْكُفْرَ،
[١] - بقره، آيه ٨
[٢] - همان، آيه ١٤
[٣] - به آيات سوره توبه رجوع شود