اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٤٤ - تأملاتى چند در شناخت فرشتگان
مىدمند؛ اين روزِ وعده عذاب است. و هر كسى مىآيد با گسيلكننده و گواهى است. به راستى تو از اين غافل بودى پس ما پرده را از [پيش چشم] تو كنار زديم و امروز چشمت تيزْنِگر است.
اگر نامحسوس بودن فرشتگان را دليل نيستى آنها بدانيم، بسيارى از دانستنىهاى اساسى خود را كه واقعيتهاى فراسوى حس و عقلاند انكار كردهايم. هيچ متفكرى در حوزه خردورزى نمىتواند گزاره «نمىبينم، پس نيست» را اساس جهانبينى خود قرار دهد و به نيستى هر چه بيرون از حوزه حواس آدمى است حكم نمايد؛ چرا كه مىدانيم، اگر شدت نور بيشتر يا كمتر از توان چشم آدمى باشد چيزى ديده نمىشود و اساساً اجسام و اشكال و رنگها، در فاصلههاى معيّنى براى ما مطرحاند،. ذرّههاى الكترون و انرژى را تا كنون نديدهايم و جاذبه زمين براى ما محسوس نيست، ارتعاشات و لرزشهاى صوتى تا به حدّ و مرز معيّنى نرسد قابل شنيدن نيست، هيچ يك از پديدهها و نيروهاى درونى؛ مانند انديشه و تخيّل و اراده و آن حقيقتى كه مديريت آنها را بر عهده دارد (من)، وارد حوزه حواس آدمى نمىشوند، حتّا تسليم حساسترين وسايل نيز نمىگردند. دليل اين كه ما آدميان عوامل اداره كننده امور جهان و حيات انسان را نمىبينيم، محدوديّت ماست؛ محدوديتى كه همه هستى و آگاهيهاى ما را در برگرفته است. و هر گاه اين محدوديت از ميان برخيزد، بسيارى از ناديدنىها و ناشنيدنىها براى ما قابل ديدن و شنيدن خواهد شد. علم در هر دورهاى بخشى از واقعيتها را كشف كرده و در اختيار آدميان نهاده است.
دانشمندان در برخوردِ با اين كشف شدنها، برخى كم ظرفيّت يا بىظرفيّت، كه گنجايش مغزشان محدود است، همه واقعيت را همان كشف شدهها دانستهاند. از اين رو، بر سرِ راهِ آگاهى بشر نشسته و مانع گسترش آگاهى او شدهاند. امّا در اين ميان برخى ديگر از دانايان هوشمند با انصاف هستند كه به محدوديّت دانش و آگاهى خود پىبرده و اين پيام خداوند را پذيرفتهاند كه فرمود:
وَمَا أُوتِيتُم مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا؛[١] شما را از دانش جز اندكى ندادهاند.
اينان راه را براى توسعه آگاهى بشر باز نگاهداشتهاند. از نيوتن آوردهاند كه مىگفت:
[١] - اسراء، آيه ٨٥