اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٤٦ - باغ وجود، يكسره دام نوائب است
را از اسلام ناب و معارف والاى قرآن و آموزههاى صحيح دين آگاه سازد. براى انجام اين تكليف بزرگ از شيوهاى بهره جست كه ويژه او بود؛ يعنى شيوه «دعا» و «نيايش»، از غير راهِ مبارزه مستقيم و مسلحانه، نه در ميدان مسلّحانه و نه در حلقه بحث يا مجلس درس. راهى كه درآن شرايط، اثر آن بسيار نافذ و قطعى بود؛ زيرا مردمى كه اهل «دعا» و خواندنِ دعا باشند، اجمالًا اهل معرفت و تأمّل خواهند بود. البته با فراهم بودن زمينه و شرايط لازم، كه در آن روز، فراهم بود. و اصولًا در جهان هيچچيز جز بر اصول خود نمىگردد؛ دعا و تأثير آن نيز، اصول و شرايطى دارد، و آن زمينه است. در واقع، دعا بذرى است در سرزمينى به نام معرفت پاشيده مىشود كه نتيجه آن، علاوه بر تهذيب نفس و اصلاح اخلاق فرد و جامعه، به وجود آمدنِ فرهنگى انسانى- خدايى، و ثمره آن حالت، قرب، حبّ و ولايت و ايثار و گذشت. البته در صورتى كه دعا با سلسلهاى از جهالتها و عادتها و خرافهها، آميخته نشود.
براى همين، آنها كه «دعا مىخوانند ولى همان هستند كه بودند، نه دعا را فهميدهاند و نه از آن درس آموختهاند».
ماحصلْ اين كه، در شرايط فروپاشى يكسره آدميتِ انسان و ويرانى كرامت و ارزش آدمى، راهى، براى نشر معرفت و گسترش ارزشهاى ناب انسانى و اصلاح نفوس و ساماندهى به نابسامانىهاى اخلاقى و اعتقادى و فرهنگى، جز راهِ نيايشِ با خداوند و طرح غيرمستقيمِ بايستههاى انسانى وجود ندارد.
امام سجاد (ع) آن گاه كه حاكمان جائر، «عالمانِ دين به دنيافروش» را، به همكارى فرا خوانده بودند، و آنها را، براى گرداندنِ چرخِ ستمگرىهاىشان، محور قرار داده بودند و پلى براى عبور به سوى بلارسانىهاشان و نردبانى براى گمراهىشان و مبلّغ تباهكارىها و رهنمودِ راه خطاى خود مىدانستند، و به وسيله آنها دلهاى مردمِ نادان را شكار مىكردند و خانه آخرتشان را ويران. در چنين شرايطى جز به كارگيرى شيوه دعا، براى احياى از دست رفتهها و مبارزه با جور حاكمان و زنده نگهداشتن يادِ خاطره شهيدان، چارهاى نداشت و اين راهى بود كه امام (ع) براى تحريك عواطف و تهييج احساساتِ مردم، عليه حاكمانِ جور، برگزيده بود؛ بلكه راهى بود كه همه پيامبران و اولياى بزرگ