اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٧١ - مفهوم عرش و كرسى
مىيابد و همين گونه از پايين به بالا و در نهايت در دست صاحب عرش قرار مىگيرد.
مثال ياد شده براى اين است كه خواننده محترم از اين نظامِ قانونمند كه اعتبارى و قراردادى است، به نظامِ قانونمندِ تكوين پى بَرَد؛ چراكه نظام تكوين همانند نظام قراردادى و اعتبارى است؛ يعنى حوادث و پديدههاى جزيى جهان، وابسته به علل و اسباب جزئى است و آنها نيز وابسته به علل و اسباب كلى هستند و همين گونه بالا مىروند و در نهايت همگىِ علل و اسباب و معلولها و مسبّبهاى آن به ذات پاك خداوند مىرسند؛ با اين تفاوت كه صاحب عرش در مثال ما در كرسىهاى پايين و بخشهاى زيرين حضور ندارد؛ بر خلاف خداى سبحان كه نسبت او با همه زنجيره علل و اسباب و معلولها و مسبّبها يكسان است يعنى در همهجا با همه هست: هُوَ مَعَكُمْ ايْنَما كُنْتُم،[١] او هرجا كه باشيد با شماست. و نزديكتر از ما به ماست: نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ.[٢] ما به او از رگ گردن نزديكتريم- به احاطه علمى؛ بلكه بر همه احاطه قيّومى دارد:
وَللَّهِ مَا فِي السَّموَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطاً.[٣] هر چه در آسمانها و زمين است خداى راست، و خدا به همه چيز [دانايى] فراگير است.[٤]
نكته مهم اين كه، با تأمل در آيه «الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ.[٥] آنان كه عرش را بر مىدارند- حمل مىكنند- و آنان كه گرداگرد آنند» و آيه «وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ.[٦] فرشتگان را بينى كه گِرد عرش را فراگرفتهاند» و نظير اينها، در مىيابيم كه «عرش» حقيقتى از حقايق عينى و خارجى است و آياتى كه با تعبير «عرش» و همينطور «كرسى» دامنه علم و گستره فرمانروايى و احاطه تدبير و جهاندارى خداوند را مجسم مىسازد. تنها يك مَثَل نيست؛ مانند آيه نور كه فرمود: «مَثَلُ نُورِهِ كَمِشكوة.[٧] مثل نور او
[١] - حديد، آيه ٤
[٢] - ق، آيه ١٦
[٣] - نساء، آيه ١٢٦
[٤] - الميزان، ج ٨، ص ١٥٢
[٥] - غافر، آيه ٧
[٦] - زمر، آيه ٧٥
[٧] - نور، آيه ٣٥