اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٧٧ - زنام و نشان و گمان برتر است
خوىهاى پست، محيط درونى او را تاريك و مشوش گرداند. آنگاه او سر برآرد و بر نيروها و انگيزههاى نيكو، بتازد و عقل را تيره سازد، و فرمان اراده آدمى را به دست گيرد و براى پيشبردِ شرّ و پليدى و انجام هرگونه گناه، بر سر راهِ بينش و بصيرت بنشيند و راهِ عاقبتانديش را ببندد و شبههها و عذرها پيش آوَرَد و شوقها و آرزوها و اميدهاىِ كاذب و پست را برانگيزد. همچنان كه در پاسخ خداوند، آنگاه كه او را از درِ رحمت خويش راند، گفت:
لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيباً مَفْرُوضاً وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَأَمُرَنَّهُمْ.[١] [و او گفت:] از بندگان تو سهمى معيّن خواهم گرفت. و بىگمان آنان را گمراه مىكنم و به آرزوهاى دور و دراز مىافكنم و به آنان فرمان مىدهم.
كم نبودند كسانى كه صاحب مقامات و كرامات بودند؛ مقامات و كرامات علمى و روحى، و گردنههاى مخوف بسيار را پشت سر گذاشته بودند، و امّا بر سرِ گردنهاى تازه، به درّه عميق ضلالت فرو افتادند:
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ.[٢] خبر آن كسى را براى آنان بخوان كه [دانشِ] آيات خويش را بدو ارزانى داشتيم امّا او از آنها كناره گرفت و شيطان در پىِ او افتاد و از گمراهان شد.
اولياى بزرگ خداوند بر اثر خوف از سوءِ عاقبت، و مهابت موقِفِ حساب، و رسوايى روزِ سخت و بزرگ رستاخيز؛ روزى كه آدميان نزد پروردگارِ جهانيان، بپا مىايستند، و به خاطرِ شرمسارى از قصور و تقصيرى كه در انجام وظيفه بندگى و تكليف انسانى رخ مىدهد از سويى، و آگاهى خداوندِ دانا، حتّا از نهان و درونِ آدميان، از سويى ديگر؛ از هرچه مايه اهتمام دنياگرايان است دامن درچيدهاند و دشوارىهاى مردافكن را با كمال گشادهرويى استقبال مىكردند. سختىطلبْ و راحتىگريزْ بودند و فراتر از لذتهايى به سر مىبردند كه موجب سرگرمى ديگران است و به تعبير امير مؤمنان على (ع) كه فرمود: وَ
[١] - نساء، آيه ١١٩
[٢] - اعراف، آيه ١١٥