اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٤٣ - زنام و نشان و گمان برتر است
براى «ابرار» كمالِ مطلوب است، امّا براى «مقرّبان» كه در عرصه بندگى گوى «سبقت» را ربودهاند، گناه به شمار مىآيد؛ يعنى همان غبارى است كه فرمود: لَيُغانُ عَلى قلبى. گاهى غبارى بر دلم مىنشيند. حاصل آن كه، گناه ياد شده نسبت به ابرار، عين كمال و فلاح ورستگارى است؛ از اين رو، نبايد آن را گناه مُصطلح، انگاشت.
ثالثاً: وصول به مقامات رفيع، هيچگاه منزل و مقام تضمين شدهاى نيست. همه بندگانِ خداوند، حتّا، آنها كه در بالاترين مقاماتِ قرب بودند، بر حسب مراتبى كه داشتند همواره، در حالت خوف و رجا يا قبض و بسط به سر بردهاند؛ مباد كه همين مقامات قرب خود، نوعى سلاح براى شيطان شود و آنها را از مرتبهاى كه دارند به فروترين منزلت ساقط كند. همچنان كه داناىِ بنى اسرائيل (بلعم باعوراء)، با اين كه صاحب كرامت و تقرّب به درگاه الهى بود، در جاى ايمنى ننشسته بود؛ يعنى با داشتن آن مقامات رفيع، همچنان در تيررسِ شيطان قرار داشت به طورى كه آن كرامت و منزلت را از او سلب كرد. چنان از مقام خود فرو افتاد كه خداوند، دربارهاش فرمود:
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ. وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ. سَاءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَأَنْفُسَهُمْ كَانُوا يَظْلِمُونَ. مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ.[١] و خبر آن كس را براى آنان بخوان كه (دانش) آيات خويش را بدو ارزانى داشتيم اما او از آنها كناره گرفت و شيطان در پى او افتاد و از گمراهان شد. و اگر مىخواستيم، (جايگاهِ) او را با آن آيات، فرا مىبرديم امّا او به دنيا گراييد و از هواى نفس خود پيروى كرد؛ از اين رو، داستان او چون داستان سگ است كه اگر به او بتازى، لَه لَه مىزند و اگر او را وانِهى، [باز] لَه لَه مىزند، اين داستان گروهى است كه آيات ما را دروغ شمردند، پس اين داستان را بازگوى؛ باشد كه آنان بينديشند. بد داستانى است
[١] - اعراف، آيه ١٧٥- ١٧٨