اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٥٣ - زنام و نشان و گمان برتر است
كار نمىبود. از آنجا كه اين عالم، آفريده خداست، بايد تجلّىگاهِ صفاتش باشد، و تعاليم معنوى اسلام نيز تأكيدشان بر اين است كه براستى جهان هستى چيزى جز آميزهاى از تجليّات اسماء و صفات خداوند نيست. بنابراين اسماء جمال و رحمتش بايد به اندازه اسماء جلال و عدلش در آفرينش تجلّى يافته باشد. وانگهى، اسماء جمال كه سر و كارشان با بُعدِ درونى حقِّ متعال است، آن گاه كه پاى حيات باطنى و روحى مسلمانان در كار باشد، براسماء جلال پيشى مىگيرند. و اين تصوّر كه خداى اسلام، تنها خداى عدالت و نه خداى رحمت و وِداد است، تصوّر يكسره نادرستى است كه بعضى از محققان غربى و مدافعان متعصّب مسيحى، به آن دامن مىزنند. در قران كريم رحمانيّت، رحمت، غفران و وِداد خداوند بارها، بيشتر از عدالت و دَيّانيّت (بازخواست كنندگى)، او آمده است، و جلوههايى از آنها، بخشى از گوهر و سرشت وجود آدميان و ديگر آفريدگان است. بايد گفت: آن چه براى فهم ديدگاه اسلام درباره آفرينش و تجلّى، اهميّت ويژه دارد، مفهوم و حقيقت رحمانيّت و رحمت است. چنان كه فرمود: رَحْمَتى وَسِعَتْ كُلَشَىٍ. رحمت خداوند بر همه چيز فراگير است، و به راستى اگر چنين رحمتى نمىبود جهان وجود نمىداشت. اصطلاح «رحمت» مربوط به دو اسم «رحمان» و «رحيم» از اسماء اللَّه است، كه همه سورههاى قرآن، جز يكى، با آنها آغاز مىشود و نيز ما انسانها براى كارهاى هر روزه، به آنها تبرّك مىجويم. از آنجا كه اين اسماء با همه ابعاد زندگى مسلمانان در آميختهاند، در نتيجه هالهاى از احسان و رحمت زندگىشان را فراگرفته است كه اين درست همان معناى واژه «رحمان» است. وانگهى اين واژه با اصطلاح عربى «رَحِمْ» هم خانواده است. از اين رو، شايد بتوان گفت كه عالم از بطنِ (رَحِم) رحمت الهى، سر بر مىآورد.
اين حقيقت مورد تأكيد عارفانى است كه، جوهره عالم هستى را در «نَفَس الرّحمان» مىدانند. بر اين باورند كه خداوند در حقايق مثالى اين عالم دَميد و در نتيجه اين عمل، قلمرو هستى متمايزى كه جهانش مىناميم، پيدا شد. از همه چيز مهمتر آن است كه اين نَفَس با رحمت خداوند، و نه هيچ وصف ديگرى از او، همراه بود.
بنابراين رحمت، سرچشمه هستى ما و دريچهاى است كه هم تجلّى و هم آفرينش از آن،