اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٠٦ - خوشا آنان كه سر بر خاك اويند
دايرةالمعارفى غنى و جامع روبرو مىشويم، كه هيچ نوشتهاى در چند و چون، هرگز بدان پايه نرسد. گاهى از زندگى محمد ٦ به عنوان يك شخص، و گاهى به عنوان يك پيامبر بحث مىشود، اگر چه اين دو بُعد چنان در هم پيچيده است كه تفكيك آن از يكديگر سخت دشوار است؛ چرا كه او آفريده شد تا پيامبر شود، و در ميان خاكيان زيست تا دستگيرِ آنان باشد. و بشرى است پيشواى بشر، و انسانى كه بشريت سرگردان و تهى از فضايل را، از چنگال خودخواهى، خودپسندى، خود شيفتگى و خواهشهاى نفسانى و از خشم و غضب مىرهاند، و از تعصّبهاى نارواى نژادى، قبيلهاى، اقليمى، و عقيدتى، كه زشتترين نوع تَعصُّبهاست و به تعبير جامعترِ قرآن از «ضَلالِ مُبين» آزاد مىكند. براى همين بود، كه فرمان يافته بود تا بگويد: من نيز چون شما آدميان، بشرم و براى رهايى شما برانگيخته شدهام:
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيغَّ أَنَّمَا إِلهُكُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحاً وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً.[١] بگو: همانا من آدمى هستم همچون شما، كه به من وحى مىشود كه خداى شما خداى يگانه است. پس هر كه اميد ديدار پروردگار خويش دارد بايد كار نيك و شايسته كند و هيچكس را در پرستش پروردگارش شريك نسازد.
محمد ٦ آمد همراه با قانون، و خود را در اين راه فدا كرد، و آدميان را كه در پرتگاهى مخوف بودند از هلاكت و تباهى رهانيد:
وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُم مِنْهَا.[٢] بر لبه پرتگاهى از آتش بوديد پس شما را از آن رهانيد.
با تعاليم و آموزههايى آمد كه در پرتو آنها انسانهايى را از خوارى و اندوه رهانيد، و اقوامى را از پستى و فرومايگى نجات داد، نه تنها در عصر و روزگار خود؛ بلكه در همه عصرها و روزگاران، بهترين راهها را براى وصول به هدف آفرينش انسان فراروى بشريت نهاد:
[١] - كهف، آيه ١١٠
[٢] - آل عمران، آيه ١٠٣