اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٩١ - زادگاهى كه پيامبر به آن دل سپرده بود
هستيد- به خوبى دريابيد.
امّا امتياز برتر، وجود خانه خدا «كعبه» در اين شهر است كه اين خود مهمترين عاملِ جايگاه ويژه اين شهر بود؛ چرا كه اين خانه، خانه مقدّس و دينى اعراب و مظهر شرافت و سربلندى آنان بود كه به سوى آن سفر مىكردند و در سايه آن امنيّت مىيافتند. و اين فضيلتى است كه خداوند خود يادآورى كرده است:
أَوَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَماً آمِناً وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ.[١] آيا نديدهاند كه ما حرمى امن پديد كرديم و حال آن كه مردم پيرامونشان ربوده مىشوند، در امنيت نيستند و پيوسته قتل و غارت مىشوند؟ آيا به باطل مىگروند و به نعمت خدا كفر مىورزند- براى او شريك قائل مىشوند- و ناسپاسى مىكنند؟!
اعراب به دليل مقدس دانستن اين خانه و احترام به جايگاه آن، بر خود حرام مىدانستند كه در داخل سرزمين حرم به جنگ و ستيز پردازند يا كسى را بكشند، حتّى با همه سختگيريها، در انتقامِ خونِ ريخته شده از خاندان خود- كه جامعه آنان را بر هم مىزد-، قصاص و انتقام در حرم مكّه را بر خود حرام كرده بودند. تا آنجا كه گاه كسى قاتل فرزند يا برادر خود را در اين سرزمين ملاقات مىكرد، امّا هيچ آزار و آسيبى بر او روا نمىداشت و اين، به خاطر تقدس و تكريمى بود كه آنان بر اساس باورهاى خود براى اين منطقه قائل بودند.
سه، اين كه قريش در مكه مىزيست، اما ارتباط بازرگانى با روم و ايران داشت، و پيوسته كاروانهاى بازرگانى در اين سرزمين آمد و شد مىكردند. اين كاروانها به يمن مىرفتند و كالاهاى خريدارى شده از روم را به آنجا مىبردند و از آنجا نيز به منطقه جنوبى آن، كه حوزه نفوذ دولت ايران بود، وارد مىشدند و كالاهاى خريدارى شده از شام را در اين منطقه با كالاهاى ايرانى مبادله مىكردند. اين كالاها نيز به شام مىرفت تا از آنجا به مناطق ماوراى آن، كه حوزه دولت روم بود، انتقال يابد. سبب برخوردارى مكّه از اين امتياز اقتصادى نيز آن بود كه اين شهر در مركز سرزمين عربى و بين يمن در جنوب و
[١] - عنكبوت، آيه ٦٧