اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١١٨ - خوشا آنان كه سر بر خاك اويند
از اينرو، هر مرشد يا متفكرى كه در عرصه هدايت و انديشه گام نهد، يا پيرو اوست و مكتب او را در ارشاد و تعليم سلوك مىكند، يا اين كه هرگز قادر نخواهد بود كه آن چه اين امّى بزرگ آورده است بياورد. امّيى كه خواندن و نوشتن نياموخته، و درِ مكتبِ هيچ استادى را نكوبيده، وليكن كار بزرگ خويش را با آموختنِ كتاب و حكمت آغاز كرده است:
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ.[١] اوست آن كه در ميان مردم درس ناخوانده- عرب- پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنان مىخوانَد و پاكشان مىسازد- از آلودگى كفر و اخلاق زشت- و كتاب- قرآن- و حكمت- انديشه و گفتار و كردار درست- به آنان مىآموزد، و هر آيينه پيش از اين در گمراهى آشكار بودند.
آرى، آموختن به همه مردم، نه فقط مردم عرب. امّيى است كه با دانشمندان يهود با تورات، و با قسّيسان نصارى با انجيلهاشان، به گفت و گو مىنشيند و در عين حال آنان را چنين توصيف مىكند، كه به موسى كليم دروغ بستند، و درباره عيسى مسيح ناروا گفتند، و آنچه از تورات و انجيل در نزدشان است تحريف كردهاند:
يُحَرِفُّونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ.[٢] سخنان خداى را از جاىهايش مىگردانند- تحريف مىكنند.
امّيى بود كه در آغوش شرك پرورش يافت، و با مشركان درباره معبودهايى كه مىپرستيدند و همتايان خداوند قرار داده بودند و ارباب خود مىدانستند، به بحث و مناظره پرداخت. امّيى بود كه در مكتب «امّيت» و آغوش «وَثَنِيَّت» باليده بود، ولكن با جهل مبارزه مىكرد و با پرستندگان بتها در ستيز بود و آنان را تخطئه و خدايانشان را ريشخند مىكرد. و مىفرمود چيزى را مىپرستند كه نه سودشان مىرساند و نه زيانى را از آنان برمىگرداند:
[١] - جمعه، آيه ٢
[٢] - نساء، آيه ٤٦