اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١١٩ - خوشا آنان كه سر بر خاك اويند
يَعْبُدونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مالا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ.[١] به جاى خدا چيزهايى را مىپرستند كه نه زيانشان مىرساند و نه سودشان مىدهد.
امّيى بود كه در سرزمين جهالت چشم گشود و در عصر و روزگار جاهليّت رشد كرد، و در سرزمين نادانى باليد. وليكن به دانش و آگاهى فراخواند، و از جهل و نادانى بازداشت.
و دانايان و عارفان را برترى داد و مردمان را به اكرام و تجليل از آنان دعوت كرد:
قُلْ هَلْ يَسْتَوِى الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَايَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبَابِ.[٢] بگو: آيا آنان كه مىدانند و آنان كه نمىدانند برابرند؟ تنها خردمندان پند مىپذيرند.
براى مردم آئينى استوار و شريعتى جهانى و با گذشت، دينى آسان آورد كه در دنيا سودشان دهد، و در آخرت از آتش نگاهشان دارد، به بهشت راهشان نمايد. او خود فرمود كه خداى مرا به آيين حنيف، يعنى دينى كه در آن كجى نباشد (اسلام) برانگيخته است؛ آيين جوانمرد و آسان: بَعَثَنِى بِالْحَنِيفِيَّةِ السَّهْلَةِ السَّمْحَةِ.[٣]
چشم بشر همانند چنين بشر امّى نديده است، نه پيش از او و نه پس از او، و در هيچ جاى عالم؛ در هيچ سرزمينى و در ميان هيچ قومى، نظيرى براى او به گوشش نخورده است. اين امّى در ذات خود معجزه است؛ در دانش و حكمت و خلق نيكو معجزه است، در عقل و هوش و دِرايت معجزه است، و در حلم و بردبارى و شجاعت و گذشت معجزه است؛ در همه كمالات و صفات انسانى معجزه است. و چه بسيار از وجوهِ اعجاز، كه در اين شخصيت كامل و در اين موجود شگفتانگيز نهفته است. در سرزمينى خشك و بىحاصل كه جز شدّت و خشونت، نمىرويد و ميوهاى جز قساوت و سنگدلى و صلابت در صخرهها و دشتها و درختان و خارها و حيوانات و انسانهاى آن نيست، پرورش يافت. و بديهى است كسى كه در چنين سرزمينى ببالد، از او جز قساوت و خشم و غضب و بدخلقى و خونريزى، انتظار نمىرود، و نبايد جز كبريا و خود بزرگبينى و خودشيفتگى،
[١] - يونس، آيه ١٨
[٢] - زمر، آيه ٩
[٣] - كافى، ج ٥، ص ٤٩٤