اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٩١ - مؤمنان روزگاران
فَلَمّا وَجَدُوا اعْواناً عَلَيْهِ اظْهَرُوُه.[١] سوگند به كسى كه دانه را شكافته و جانداران را آفريد، اينان اسلام را نپذيرفته؛ بلكه تسليم شدهاند، و كفر را در دل نهان داشتهاند، و چون يارانى يابند آن را علنى كنند!
امويان، همان باندِ تبهكار، منافقانى بودند، كه به خاطر حفظ رياست، و نفوذشان دير زمانى با اسلام و مسلمانان در ستيز بودند و پس از ناكامى، ناگزير سرِ تسليم فرود آوردند تا در فرصت مناسب، موقعيت از دست داده را، ديگر بار، به دست آورند. باندى بودند كه پيامبر گرامى ٦ به مسلمانان هشدار داده بود، كه پس از رحلت آن بزرگوار، به زودى گرفتار تعرّض و دسيسههاى آنان خواهند شد. روزگارى خواهد آمد كه سران منافق؛ قريش (آل ابوسفيان)، ميراث نهضت محمّد ٦ را به تباهى مىكشانند و آن چه را مسلمانان به رهبرى آن حضرت با رنج و تلاش فراهم آوردهاند به باد مىدهند. بسا كه در احوال و سيرت امويان به تأمّل مىنشست، يكايك آنان را به خوبى مىشناخت، ژرفاى روح پليدشان را به دقت مَدِّنظر مىآورد و مكنونات ضميرشان را وارسى مىكرد و با يك استنتاج منطقى مىيافت كه در آينده نزديكى از ايشان چهها سر مىزند. پى مىبرد كه شهرتشان به سلطه و جاه و ثروت و عشرت و اتراف و اسراف، اموال عمومى را هيزم كامجويىهاىشان خواهد ساخت و حيثيّت مسلمانان را بازيچه خودكامگى مىگردانند. و دين خدا را ابزار فريب و دغلكارىشان مىكنند. با چنين بصيرتى بود كه در جمع اصحاب پاكدل و متنفذانِ ورشكسته قريش، از دسيسههاى اين گروه بدنهادِ فتنهگر سخن مىگفت و نقشههاشان را افشا مىكرد. آيا به راستى، اين باندِ تبهكار، كه سرانجام اسلام بعثت را به اسلام سلطنت تبديل كردند، صحابى پيامبرند؟! مرحوم علّامه امينى در كتاب بىنظير خود «الغدير»، پارهاى از جنابات معاويه را آورده است كه خواندنى است. مىنويسد: نخستين كسى كه آشكارا به شرابخوارى و خريدن آن اقدام كرد، معاويه بود. نخستين كسى كه در جامعه اسلامى فحشا را رواج داد، معاويه بود. نخستين كسى كه ربا را حلال كرد، معاويه بود. نخستين كسى كه ازدواج با دو خواهر را در يك زمان جايز شمرد، معاويه بود.
نخستين كسى كه سنّت پيامبر را در قانون ديات تغيير داد و بدعتها را گذاشت، معاويه
[١] - نهجالبلاغه، نامه ١٦