اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٨٨ - زنام و نشان و گمان برتر است
|
بىطلب، تو اين طلبمان دادهاى |
گنجِ احسان بر همه بگشادهاى[١] |
|
الهى قَدْ سَتَرْتَ عَلِّىَ ذُنُوباً فِى الدُّنْيا وَ انَا احْوَجُ الى سَتْرِها عَلَىَّ مِنْكَ فِى الْاخْرى اذ لَمْ تُظْهِرْها لِاحَدٍ مِنْ عِبادِكَ الصَّالِحِينَ فَلاتَفْضَحْنِى يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى رُوؤسِ الْاشهادِ.[٢] اله من، در دنيا گناهانى را بر من پردهپوشى كردى كه به پردهپوشى آنها در آخرت محتاجترم؛ چرا كه گناهانم را بر هيچيك از بندگانِ صالح و نيكوكارت آشكار نكردى، پس [اى الهِ من]، روز رستاخيز در محضرِ گواهانِ عمل، رسوايم مگردان.
امام سجاد (ع) با توجه به گستره و ژرفايى نامتناهى علم خداوند و با اعتماد به وصف ستاريّت او، از خداى «غفّارُ الذُّنُوبْ» و «ستّارُ الْعُيُوبْ» مىطلبد كه: اى خدايى كه نهانىها نزد تو آشكار است، بر محمد و دودمان او درود فرست، و پرده زشتكارى ما برمگير و ما را رسوا مساز. وَ يا مَنْ تَظْهَرُ عِنْدَهُ بَواطِنُ الْاخْبارِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لاتَفْضَحْنا لَدَيْكَ.
|
آنچ گفتندم ز بَد، از صد، يكيست |
بر من اين كشفست ارْ كس را شَكيست |
|
|
كس چه مىداند ز من، جز اندكى |
از هزاران جرم و بَدْ فِعلم يكى |
|
|
من همى دانم و آن ستّارِ من |
جُرمها و زشتىِ كردارِ من |
|
|
اوّل ابليسى، مرا استاد بود |
بعد از آن ابليس، پيشم باد بود |
|
|
حق بديد آن جمله را، ناديده كرد |
تا نگردم در فضيحت روىْ زرد |
|
|
باز، رحمت پوستين دوزيم كرد |
توبه شيرين چو جان، روزيم كرد |
|
|
هرچه كردم، جمله ناكرده گرفت |
طاعتِ ناكرده، آورده گرفت |
|
|
همچو سرو و سوسنم آزاد كرد |
همچو بخت و دولتم دلشاد كرد |
|
|
نامِ من در نامه پاكان نوشت |
دوزخى بودم، ببخشيدم بهشت |
|
|
آه كردم، چون رسن شد آهِ من |
گشت آويزان رسن در چاه من |
|
|
آن رَسَن بگرفتم و بيرون شدم |
شاد و زفت و فربه و گُلگُون شدم |
|
[١] - مثنوى، دفتر اول، بيت ١٣٣٤- ١٣٣٨.
[٢] - مناجات شعبانيّه