اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٦٢ - پيروان رسولان و تصديقكنندگان ايشان
نگيرد؛ پس اگر روى گرداندند، بگوييد: گواه باشيد كه ما مسلمانيم.
نكته سوم اينكه، تعبير «مِنْ ائِمةِ الْهُدى وَ قادَةِ اهْلِ التُّقى» وصف براى «دَلِيلًا» در «اقَمَتَ لِاهْلِهِ دَليلًا» توصيف پيروان راستين در دور محمّدى است؛ يعنى در هر عصر و روزگارى پيامبران الهى را پيروانى بوده كه شارح و مبيّن شريعتهاى آنان بودند. امّا در دور محمّدى اوصياى معصوم آن بزرگوارند- از على بن ابى طالب كه سرورِ اوصياى الهى است تا امام محمد بن الحسن (ع) آخِرين وصى ايشان- كه به اعتقاد شيعيانِ دوازدهامامى، خداوند وصىِّ آخِرين را عمرِ درازِ اسرارآميزى عطا كرده است، امّا در غيبت به سر مىبرد.
ايشان مرشد پنهان همه عالم است و مىتواند بر كسانى كه از حال معنوى مناسبى براى ديدنش برخوردارند، ظاهر گردد. و او آنگاه كه بىعدالتى و ظلم فراگير شود، پيش از آخِرالزمان، براى احياى عدالت و صلح ظهور مىكند.
قالَ رَسُولُ اللَّهِ ٦: انَّ خُلَفائي وَ اوْصِيايى، وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِى اثناعَشَرَ: اوَّلُهُمْ اخِى وَ آخِرُهُمْ وَلَدِى، قِيلَ: يا رسول اللَّهِ وَ مَنْ اخُوكَ؟ قال:
عَلِىُّ بنُ ابِى طالبٍ، قيلَ: فَمَنْ وَلَدُكَ؟ قالَ: الْمَهْدِىُّ الَّذِى يَمْلَأها قِسْطاً وَ عَدْلًا كَما مُلِئَتْ جوراً وَ ظُلْماً، وَ الَّذِى بَعَثَنِى بِالْحَقِّ نَبِيّاً لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيا الّا يَوْمٌ واحِدٌ، لَطَوَّلَ اللَّهُ ذلِكَ الْيَوْمَ، حَتّى يَخْرُجَ فِيهِ وَلَدِى الْمَهْدىُّ فَيَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ فَيُصَلِّى خَلْفَهُ، وَ تَشْرَقُ الْارضُ بِنُورِهِ، وَ يَبْلُغُ سُلْطانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ.[١] رسول خدا ٦ فرمود: جانشينان و اوصياى من و حجتهاى خداوند بر خلق، پس از من، دوازده تناند: اوّلينشان برادر من، و آخِرينشان فرزند من است. گفته شد: اى رسول خدا! برادر شما كيست؟
فرمود: على بن ابىطالب (ع)، سپس گفته شد: فرزند شما كيست؟ فرمود:
مهدى، همو كه زمين را سرشار از قسط و داد كند، همچنان كه از جور و بيداد لبريز شده است. سوگند به آن كس كه مرا مژدهآور راستين قرار داد، اگر از عمر جهان، جز يك روز نمانَد، خداوند همان يك روز را بس درازدامن كند، تا فرزندم مهدى خروج كند. پس از خروج او، عيساى روح
[١] - كمال الدّين و تمام النّعمة، ص ٣١٢