اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٩٥ - زادگاهى كه پيامبر به آن دل سپرده بود
بيعت عقبه، كه پيمان پناه دادن رسول خدا از سوى مردم مدينه و يارى رساندن به آن حضرت بود، انجام گرفت. و اين خود، دليل آن است كه از پيش عزم و اراده هجرت داشت، و در پى اين دو رخداد مهمّ تاريخى بود كه به مسلمانان اجازه يا فرمان داد، تا به مدينه مهاجرت كنند. پس از اين هجرت بزرگ به مدينه، هم دروازههاى بسته مدينه به خارج گشوده مىشد، و هم مهاجران قريش با جامعه نوين و شرايط و محيط تازهاى آشنا مىگشتند، و در مدينه سياست پيامبر ٦: اين بود كه در تماس دائمى با قبايل اطراف و توسعه دايره نفوذ دعوت خود را تا دورترين مرزهاى ممكن گسترش دهد. و ورود «وَفْدها»- هيئتهاى نمايندگى، كه از جانب حكومت متبوع خود اعزام مىشوند- پياپى از همه سو به مدينه و خروج مبلّغان و سفيران به اطراف شبه جزيره و حتّى ماوراى مرزها و تماس با ايران و روم شرقى و مصر و يمن و ... يعنى همه نقاط دور و نزديك جهان آن روز، همه قرائنى است كه پيامبر اسلام مىكوشيد تا جهان بينى بسته جامعه جاهلى عرب را گسترده سازد؛ بلكه به صراحت، در گفتار پيامبر ٦ و در آيات قرآن، اصل مهاجرت و بهويژه عاليترين نوع آن، يعنى مهاجرت فكرى و اعتقادى و اخلاقى، به عنوان يك اصل بزرگ و مترّقى و مقدّس و حتّى يك «تكليف انسانى» تلّقى شده است:
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَةَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ.[١] همانا كسانى كه ايمان آوردهاند و كسانى كه هجرت كرده و در راه خدا جهاد كردهاند، به مهر و بخشايش خدا اميد دارند، و خدا آمرزگار و مهربان است.
خداى تعالى در اين آيه نه تنها «مهاجرِ» در راه خدا را در صف «مجاهدِ» در راه خدا قرار مىدهد؛ بلكه چنان كه مىبينيم آن را بر «مجاهد» مقدّم مىدارد، و پس از ايمان به خداوند و حقايق وحى، بىهيچ فاصلهاى «هجرت» را به عنوان نخستين و بزرگترين اصل عملى دينى و وظيفه مقدّس انسانى ياد مىكند. و روشن است كه در سبك و سياق سخن قرآن، اين تقدّم و تأخّرها، بسيار معنادار و سزاوار تأمّل و دقت است و هرگز، بر عبث و بيهودگى و تصادف نيست.
[١] - بقره، آيه ٢١٨