اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٨٢ - اسرافيل
اسرافيل
وَ اسْرافيلُ صاحِبُ الصُّورِ، الشَّاخِصُ الَّذِى يَنْتَظِرُ مِنْكَ الْاذْنَ وَ حُلوُلَ الْامْرِ فَيُنَبِّهُ بِالنَّفْخَةِ صَرْعى رهائنَ الْقُبُورِ. و اسرافيل دارنده صور (شيپور). همان فرشتهاى كه چشم بر اذن تو دوخته و در انتظار فرمان توست تا با دميدنِ در صور، مردگان در افتاده در خاك را كه در گورها گروگان اند از خواب گرانِ مرگ بيدار كند.
الصّورُ، شيپور، شاخى كه در آن دمند.
الشّاخص، شخص برجسته، هر چيز بلند و آشكار.
نَفْخَة، مصدر مرَّة از نَفَخ: فوت كردن، با دهان دميدن، دم، نَفَس، نسيم.
صرعى، جمع صريع به معناى مصروع، جن زده، غشى، به خاك افتاده.
رَهائن، جمع رهينه. گِرُوِى، به گرو داده شده، مال گروگان، گروگان، مسئول: كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبتْ رَهِينَةٌ. هر كسى در گرو كارى است كه كرده است (هر كس به سبب آن چه به دست آورده مسئول و پاسخگوست).
رهاينُ القبور، بازداشت شدگان در گورها، زندانيان در گور.
اسرافيل به لحاظ ريشه «اسراف» مضاف به «ايل» كه از نامهاى خداوند است، واژهاى عبرانى به معناى «عبداللَّه- بنده خدا» است؛ چراكه امام سجاد (ع) فرمود: كُلُّ شَىءٍ رَجَعَ الى