اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٢١ - خوشا آنان كه سر بر خاك اويند
امّتهاى گوناگون درباره «عبقريّت» و قهرمانى او كتابها و رسالهها نوشتهاند. صاحبان خردهاى نافذ و برتر و ارباب انديشههاى ناب، رفتار و گفتار او را اسوه خود قرار دادهاند.
و چراغ روشنى فرا راه هدفهاى برتر خود. راه و روش او را بهترين و نزديكترين راه براى وصول به مقصد انسانى خويش دانستهاند. محمد ٦ شخصيتى بود كه در وجود او صفات متضاد گِرد آمده بود. در عين صلابت و سختى، سهلگير و نرمخوى، و در عالىترين مرتبه تواضع و متانت بود. صلابت و نرمى و وقار و تواضع را، كه در هيچ كس قابل جمع نيست، يك جا در خود گِرد آورده بود. هم شوخ و شيرين بود و هم جدّى و تلخ. خطيبى بليغ و زبانآوَر و در عين حال براى مردم سراپا گوش بود؛ بهترين شنونده كه با گوش جان به سخنان آنان گوش فرا مىداد: اذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ.[١] گوش نيكوست براى شما. در حالى كه سخنوران و خطيبانِ چيره دست حوصله شنيدن سخنان مردمان پرگو و ياوهسرا را ندارند؛ چرا كه قدرت سخن گفتن با قدرت شنيدن ناسازگار است و قدرت بر هر يك ديگرى را از ميدان بدر مىكند.
محمد ٦ پيشوايى بود مطاع؛ در حالى كه در اجراى عدالت سختگير بود، و علىالاصول، يكى از ويژگيهاى پيشواى عدالت آن است كه در ميان مردمان چندان مطاع نباشد. پيشوايى كه در ميان قوم خود به عدالت شهره است، از آنجا كه بيشتر مردم تحمّل عدالت را ندارند، مطاع نخواهد بود؛ چرا كه لازمهاش اين است كه فرمانبران و كارگزاران بر زندگى و مقام و منزلت دنيايى و هر آن چه كه پيششان عزيز و گرامى است بترسند، مبادا كه از دست بدهند. بسيارند فرمانروايانى كه به زيردستان خود دروغ مىگويند، و با مكر و فريب براى برانگيختن حميّت و غيرت و حماسه آنان، رويارو مىشوند. امّا محمد ٦ از اين همه وصفها بدور و منزّه و پاك بود. و هيچ پيشواى جهانى در ميان قوم خود چون او مطاع نبود. با اين كه از او نمىهراسيدند، حتّى كوچكترين سربازان او. در مدت زمانِ كوتاهى- كمتر از ربع قرن- همه جزيرةالعرب در برابر دعوت او خاضع شد.
توفيق يافت. مردمى را كه بيش از هر قومى دل بسته تقاليد باطل و پيرو تعصّبهاى نارواى پدرانشان بودند و آداب و رسوم خرافى را از پدران خود به ارث برده بودند،
[١] - توبه، آيه ٦١