اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٥٧ - زنام و نشان و گمان برتر است
خَشْيَتِكَ، و الدّوامَ فِى الْاتِّصالِ، بِخِدْمَتِكَ حَتى اسْرَحَ اليْكَ فى مَيادِينِ السَّابِقينَ، وَ اسِرعَ اليْكَ فى الْمُبادِرِينُ، وَ اشْتاقَ الى قُرْبِكَ فِى الْمُشْتاقِينَ، وَ ادْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ المُخْلِصِينَ، وَ اخافَكَ مَخافَةَ الْمُوقِنينَ، وَ اجْتَمِعَ فِى جِوارِكَ مَعَ الْمُؤمِنينَ.
در مناجات شعبانيه آمده است:
الهى انْ انَا مَتْنِى الْغَفْلَةُ عَنِ الاسْتِعْدادِ لِلِقائِكَ .... الهِى فَاسْلُكْ بِنا سُبُلَ الْوُصُول الَيْكَ، وَ سَيِّرْنا فِى اقْرَبِ الْطُّرُقِ لِلْوُفُودِ عَلَيْكَ.
و همين طور درخواست و آرزوى لقاء و قرب پروردگار در دعاها و مناجاتهاى اولياى حق و برگزيدگان، بسيار آمده است. و بيانگر هدف و چشم انداز و كوشش اين انسانهاى متعالى، به تناسب مقام و منزلت برترى كه دارند، براى وصول به كمال ربوبيت و تلاقى با پروردگار است. و در واقع، نوع انسان در تلاش و تكاپو به سوى اين مقصد است. از اين رو، خطاب «يا ايُّهَا الْانْسانُ انَّكَ كادِحٌ الى رَبِّكَ ...»[١] در حقيقت و به طور مستقيم و بالاصالة خطاب به اشخاص برتر، و به طور غير مستقيم و بالتّبع خطاب به ديگر انسانهاست كه استعداد قرب پرودگار متعال را دارند و در اين راه آگاهانه مىكوشند. و اين يك اصل فلسفى است كه حكيمان بزرگ در تحقيق علل و مبادى و غايات خلقت بدان اشاره كردهاند كه انسان غايت حركتهاست و غايت وجود انسان وصول به وجود و كمال و جمال مطلق است. نكته مهم اين كه، همچنان كه وصول به مقام قرب و انس با محبوب و به تعبير عارفانه آن «غيبت از خويشتن» مطلوب و مرغوبِ عبدِ صالحِ سالك است، هجران و جدايى و فرقتِ محبوب نيز، براى او بسيار سخت و ناگوار است؛ بلكه مُهيبترين ودردناكترين عذاب است: فَهَبْنِى يا الهى وَ سَيِّدى وَ مَوْلاىَ وَ رَبّى، صَبَرتُ عَلى عَذابِكُ، فَكَيْفَ اصْبِرُ عَلى فِراقِكَ.[٢]
|
اى خدا اين وصل را هجران مكن |
سرخوشان عشق را نالان مكن |
|
|
باغ جان را تازه و سرسبز دار |
قصد اين مستان و اين بستان مكن |
|
[١] انشقاق، آيه ٦
[٢] - دعاى كميل