اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٢ - زمانه بعثت
كُنْتُ نَبِيّاً وَ آدَمُ بَيْنَ الْماء وَ الطِّينِ.[١] من پيامبر بودم، در حالى كه آدم، ميان آب و گِل بود.
|
وَانّى وَ انْ كُنْتُ ابْنَ آدَمَ صُورَةً |
فَلىِ فِيهِ مَعْنى شاهدٌ بِابُوّتى[٢] |
|
و از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود:
نَحْنُ السَّابِقُونَ وَ نَحْنُ الآخِرونَ.[٣] ماييم پيشى گيرندگان و ماييم در پايان.
و دليل اين كه شهادت در اين آيات و نيز در كلام امام، به معناى گواهى بر اعمال و حضور معنوى در عرصههاى عمل است، آن است كه حواسّ عادى و معمولى و نيز، ابزارهايى كه مربوط به آنهاست، تنها از شكل و سطح آشكارِ اعمال آدميان كه بىپرده انجام مىدهند، آگاه است. انديشهها كه در نهان است و رفتارهايى كه در خلوت انجام مىگيرد از نگاهِ ما بدور است؛ حقايق و باطن آنها، و حقيقت كفر و ايمان، رستگارى و خسارت و در نهايت هر آنچه كه از حسّ آدمى پنهان است، هيچ راهى براى دريافت و احساس آن نيست. در حالى كه مدار محاسبه و رسيدگى به اعمال و پاداش و كيفر در روز رستاخيز؛ همان روزى كه نهان و سريره آدميان بروز مىكند، روح و جان اعمال است كه در دسترس نگاهِ ما آدميان نيست. همچنان كه فرمود:
لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلكِن يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ.[٤] خداوند شما را به سوگندهاى بيهوده و ناسنجيده تان باز خواست نمىكند و ليكن به آنچه دلهاى شما [قصد] كرده است- سوگند خوردن از روى قصد و عمد و آهنگ شكستن آن- باز خواست مىكند؛ و خدا آمرزگار و بردبار است.
بر اين اساس، حالات درونى آدميان، چه آنان كه حضور دارند و چه آنان كه هنوز به دنيا نيامدهاند، براى انسانهاى عادى درك ناشدنى است؛ مگر براى كسانى كه خداى تعالى خود، ولايت و سرپرستى آنان را، در عهده دارد، و در سايه لطف و مهرِ ويژه او به چنين
[١] - علم اليقين فى اصول الدين، ج ١، ص ٥٠٧
[٢] - شرح مثنوى، ج ١، ص ١٧٣.
[٣] - بحار الانوار، ج ٢٤، ص ٤
[٤] - بقره، آيه ٢٢٥