اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٩٠ - زادگاهى كه پيامبر به آن دل سپرده بود
يَشْكُرُونَ.[١] پروردگارا، من برخى از فرزندانم را به درّهاى بىكشت، نزديك خانه شكوهمند تو جاى دادم، پروردگارا، تا نماز به پا دارند، پس دلهايى از مردمان را چنان كن كه به سوى آنان گرايند، و از ميوهها روزىشان ده، باشد كه سپاس گزارند.
اجابت دعاى ابراهيم (ع) آن بود كه سرزمين «مكّه» موقعيتى والا يافت و دلهاى همگان را به گِرُو برد. اعراب از همان زمان كه او «خانه خدا» را بنا نهاد و پايههاى آن را بالا برد، از راههاى دور و دراز به سوى مكه سفر مىكردند. و اين شهر ميعادگاه مردم، با همه تفارقهاى قبيلگى و فرهنگى و تفاوتها در باورهاشان، جايگاه امنيت و محلّ گردآمدن و برخورد همه اعراب، گرديد.
دو، افزون بر اين، ساكنان مكّه نيز قريشيان بودند؛ مردمى كه، اگر والايى به انديشه باشد، از همه اعراب انديشمندتر و اگر نسب، مايه افتخار باشد، نسبشان از همه فاخرتر بود. و اگر امتياز را به زبان بدانيم، زبان آنان از نظر گنجايش مفاهيم و معانى، قويترينها بود. و به لحاظ الفاظ پر ظرفيتترين و فصيحترين، و به لحاظ اسلوب نيز روشنترين زبانها بود. به همين دليل، ديگرِ اعراب مىكوشيدند تا آثار ادبىشان به زبان عرب باشد.
شاعران نيز به شدت مراقب بودند كه اشعار و سرودههاشان را به زبان قريش بسرايند. و نيز مباهى بودند كه سبك گفتارشان، سبك قريشيان است. راويانِ ادب آوردهاند كه هر كس از شاعران و اديبان در مسابقه ادبى، گوى سبقت مىربود، سرودهاش به پردههاى كعبه آويخته مىشد. گويا به دليل جايگاه ويژه آثار ادبى در ميان مردم، با اين كار آثار شعرى و ادبى حفظ مىگرديد. و شايد به همين دليل است كه خداوند، قرآن كريم؛ اين معجزه شگفت و بىبديل را، به زبان عربى فصيح، يعنى زبان قريشيان نازل كرده است:
الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ. إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ.[٢] الف، لام، را. اين است آيههاى روشن و روشن كننده، همانا ما آن را قرآنى به زبان عربى (تازى) فروفرستاديم تا مگر شما كه- تازى
[١] - ابراهيم، آيه ٣٧
[٢] - يوسف، آيه ١- ٢