اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٩٢ - زادگاهى كه پيامبر به آن دل سپرده بود
شام در شمال قرار داشت. در آن زمان مبادلات تجارى از راه زمين و از طريق بيابانهاى «جزيرةالعرب» انجام مىشد و كاروانهاى تجارى ناگزير بودند در مسير خود از اين شهر عبور كنند. علاوه بر اين، گرايش مردم مكّه و قريشيان به تجارت را نبايد از نظر دور داشت؛ چرا كه به دليل نبودن يك كشاورزى سودآور در مكّه، اين مردم تجارت را پيشه و راه درآمد خود قرار داده بودند. اعراب از موسم حج به عنوان راهى براى انجام مبادلات تجارى در بازارهايى كه در ايّام حج برگزار مىشد استفاده مىكردند. «عُكاظ» از جمله اين بازارهاست كه بزرگترين آنها بود. به دليل تمايل اعراب به سخن و سخنورى، شاعران نيز از اين بازارها به عنوان مكانى مناسب براى عرضه و نشر سرودههاى خود بهره مىجستند.
از اين رو، اين بازار هم داراى دستاوردهاى مادى بود و هم دستاوردهاى ادبى. خداوند سبحان در دو سوره از سورههاى كوتاه قرآن به گرايشهاى تجارى قريشيان چنين اشاره فرموده است:
إِيلَافِ قُرَيشٍ. إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ. فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ.
الَّذِي آَطْعَمَهُم مِن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِنْ خَوْفٍ.[١] [بازداشتن شرّ سپاه پيل] براى پيوند و پيوستن قريش [به يكديگر] بود؛ الفت و پيوندشان در سفر زمستان و تابستان؛ پس بايد [براى سپاس] خداوند اين خانه را پرستش كنند؛ آن كه ايشان را از گرسنگى [رهانيد و] طعام داد، و از بيم ايمنشان ساخت.
چكيده سخن اين كه، سرزمين مكّه محلّ اجتماع اعراب، و زبان مردمِ آن، فصيحترين زبانها بود و شاعران آنان مىكوشيدند كه سرودههاشان به زبان قريش ثبت شود؛ گويا تنها زبان فصيح، لهجه قريش بوده و ديگر لهجهها در كنار آن، موقعيتى همانند موقعيت لهجههاى عاميانه در مقابل زبان فصيح در جهان امروز داشت. هم چنين شهر مكّه، محل اجتماع دينىِ مردم بود كه از هر سوى، قصد آن ديار مىكردند. در بازارها و چادرهايى كه در آن جا برافراشته مىشد، گردهم مىآمدند و در اين بازارها به تبليغ و مبادله كالاهاى خود و به ترويج سرودهها و ادبيات خويش مىپرداختند. در اين سرزمين خون همگان حفظ مىشد، شمشيرها در نيام بود و مردم بر اساس ديندارى و محبت با يكديگر بر خورد
[١] - قريش