اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٩٨ - مؤمنان روزگاران
ساخت. يا آنان كه در دلهاشان بيمارى است، گمان بردهاند خدا كنيههاشان را هرگز آشكار نكند؟ اگر بخواهيم، به تو مىنماييمشان و تو به رخسارهشان و به آهنگ سخن، ايشان را خواهى شناخت، و خداوند كارهاتان را مىداند.
چكيده سخن اين كه، كسانى كه به نام اسلام و ايمان حضور پيامبر ٦ را درك كردند، حتّا با او هجرت كرده و در جنگها نيز، همراه ايشان بودند، امّا در دل ايمان نداشتند يا به انگيزههايى اسلام را پذيرفتند، يا اين كه ايمانِشان دوام نيافت و در انگيختن فتنهاى كه قرآن و پيامبر ٦ هشدار داده بودند، و فراهم سازى زمينه سلطه «طُلَقا» و بازگشت به جاهليت شرك و نفاق و كفر، سهم عمدهاى داشتند، صحابى نيستند. و اين نكتهاى است كه صريح قرآن و سنّت گواهِ آن، و واقعيت تاريخ اسلام نيز، مؤيّد آن است. به راستى صاحبانِ نظريّه «صحابه دربست عادلند» و همينظور «تابعان»، با استناد به كدام دليلِ شرعى و عقلى، حتّا عرفى، كسانى را كه در همان نزديكىهاى رحلت پيامبر ٦ سخنانى گفتند، برخلاف صريح قرآن،[١] و كارهايى كردند دور از موازين فقه و مبانى دين، و كسانى را كه سنّت پيامبر را محو كردند، مكّه را به منجنيق بستند و مردم مدينه را قتل عام كردند، قرآن را هدف تير ساختند و اولاد پاك پيامبر ٦ را كشتند و نواميس پيامبر و قرآن را در هامونها و آبادىها گرداندند، بدگويى و دشنام به وصّى پيامبر را كه تجسم ملموس اسلام و ايمان بود همه جا رسم كردند، صحابه پاك و حاملان قرآن را به دست شكنجه و تبعيد سپردند، و آمران به معروف و ناهيانِ منكر را خوار داشتند و به كام دژخيمان افكندند و حقوق مسلمان و غير مسلمان را تباه ساختند و آن چه را پيامبر در طول بعثت ميرانده بود زنده كردند و كسانى را كه طرد كرده بود به آغوش كشيدند، صحابى مىدانند؟!!
[١] - خليفه دوّم، به هنگام رحلت پيامبر٦، كلمه زشت« هَجَرَ رَسُولُ اللَّهِ» را بر زبان جارى مىكرد و روشن است، اين سخنجسارتآلود، برخلاف صريح قرآن كريم است، كه فرمود: وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى. إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى. او از سَرِ هوا و هوس، سخن نمىگويد. آن( قرآن) جز وحىيى نيست كه بر او وحى مىشود. نجم، آيه ٣- ٤