اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٩ - زمانه بعثت
و همين سنتها در زندگى آدميان نيز جارى است. آنگاه كه سرماى طاقت سوزِ جور و بيداد شاخ و برگ درخت انسانيت را پژمرده مىسازد، و آتش بيدادگرى چشمههاى عواطف نيكو را در دل انسانها مىخشكاند، خداى «حىِّ قيّوم» از رحمتِ جانپرورِ خود، نفحه و نسيمى به سوى آدميان مىوَزاند تا دوباره دلهاى مرده را زنده كند و دادگرى را بگستراند و رسم و آيين احسان و نيكويى را به جاى آوَرَد. چنان كه فرمود:
وَكَذلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلكِن جَعَلْنَاهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَن نَّشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ.[١] و همچنين از فرمان خويش روحى- قرآن- را به تو وحى كرديم.
تو نمىدانستى كه كتاب و ايمان چيست. و ليكن ما آن را نورى ساختيم كه بدان هر كه را از بندگان خويش بخواهيم راه مىنماييم. و هر آينه تو به راهى راست راه مىنمايى.
بناى جهان بر اساس حق و عدالت است، «بِالْعَدْلِ قامَتِ الّسَمواتُ وَ الْارْضُ»،[٢] اگر ستم و بيداد و باطل دوام يابد جامعه بشرى تباه مىگردد. همواره چيرگى از آنِ حق است. آرى، گاهى باطل چيره مىشود، امّا اين چيرگى آنگاه است كه حق در لباس باطل درآيد و جز نامى از حق باقى نماند. براى همين دوام نمىيابد و تا زمانى كه حق به ماهيّت و حقانيّت خود مصون بماند چيرگىِ باطل امرى ناممكن خواهد بود. و اگر به طور ناجاويد و موقّت پيروز شود سرانجام مقهور و مغلوب حق خواهد بود. چنانكه فرمود:
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ.[٣] بلكه حق را بر باطل مىافكنيم پس آن را فروشكند و باطل بىدرنگ نابود شود.
كارهاى خداوند، در اين جهان حكمتآميز و بر اساس علل و اسباب است، اگر چه گاهى سبب سوزى مىكند؛ يعنى اين جهان با همين نظم و قانونى كه دارد يكى از كارهاى خداوند است. هرگاه ببينيم كه در اين جهان كارى بىسبب انجام نمىگيرد بايد بدانيم كه
[١] - شورى، آيه ٥٢
[٢] - تفسير صافى، ص ٥١٦، حديث نبوى
[٣] - انبياء، آيه ١٨