اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤١ - زمانه بعثت
از آنان برانگيز كه آيات تو را برايشان بخواند و آنان را كتاب و حكمت- انديشه درست و گفتار و كردار درست- بياموزد و پاكشان سازد، كه تويى تواناى بىهمتا و داناى استواركار.
براى همين پيامبر گرامى ٦ كه با تكيه بر عزّت قاهر خداوند، و با اتّصال به حكمت لايزالِ او به پاخاست و امتّى پديد آورد كه متّكى بر اين دو وصف «عزيز و حكيم» بود، و از قدرت درونى عزّتبخش و حكمت جوى خود نيرو گرفت و شكوفا شد، هميشه مباهى بود كه من دعاى اجابت شده پدرم ابراهيم هستم. «انَا دَعْوَةُ ابى ابراهِيمَ».[١]
اين همه آثار و بركتها، در شخصيت آسمانى پيامبر گرامى ٦ و بعثت جهانى و كتاب جاودانه او بود كه دلها را مىربود و جانها را در جذبه معنويّتِ پايدارِ خويش قرار مىداد، و انديشهها را بر مىانگيخت و زبانها را به ثنا و ستايش وا مىداشت؛ و امام سجاد (ع) را، كه هستىاش از جان پاك محمد ٦ مايه مىگرفت و خود ميراثدارِ معارفِ ناب و زالالى بود كه خداى داناى يگانه از صُقْع و كرانه ربوبيّت خويش بر دلِ درياوَشِ پيامبر فرو ريخته بود، به چنين ثناگسترى و ستايش خداوند، و ارج نهادن بر نعمت بىبديل بعثت وامىداشت: «الْحَمُدللَّهِ الذَّى مَنَّ عَلَيْنا بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ ٦ دون ...» آرى، نعمت وجود پيامبر از يكسو، و نعمت بعثت خجسته او از سوى ديگر، بعثتى كه شعاع تأثير فراخوانِ آن در سطح وسيعى از جهان و قرنهاى پياپى و تا ژرفاى روح انسانها، نفوذ كرد. و از منحطترين و ارتجاعىترين ملتها، راقىترين و مدنىترين امّتها را پرداخت. نه تنها انسان گذشته را، بلكه انسان اكنون و آينده را نيز تا آنگاه كه موجودى به نام انسان باقى است، از شرابِ طهور دعوت جهانىاش سرمست مىكند. چرا كه او حامل پيامى است همواره تازه و نوين از متن واقعيت مطلق، براى آنچه در انسان، از آن جهت كه انسان است، جاويدان و مطلق و فناناپذير است. براى همين، اگر چه همه پيامبرانش رهبر و هادىاند، امّا تنها او را براى همه جهانيان رحمت قرار داده است «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً
[١] - الميزان، ج ١، ص ٢٨١