اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٧٤ - محمد
از همه پاكان بود، و دوام جود و بخشش او از همه بيشتر بود.
٦- كليدِ [گنجينههاى] بركت و خجستگى «مِفتاحِ الْبَرَكَةِ»، بركت از جمله مفاهيم دينى است كه در قرآن كريم و روايات اسلامى جايگاهى مهمّ دارد و در فرهنگ عامه مسلمانان گسترش چشمگيرى يافته است. ريشه «بَ، رَ، كَ» در لغت عرب به معناى مطلق رشد و فزونى، يا فزونى و كثرت در خير است. برخى سعادت را نيز به همين معنا مىافزانيد. اين واژه در قرآن به صورت مفرد به كار نرفته است و تنها به صورت جمع در ٣ آيه ديده مىشود (اعراف، ٩٦؛ هود، ٤٨ و ٧٣). واژههاى هم خانواده «بركت» سى و دو بار، در قرآن كريم به كار رفته است. و در اصطلاح قرآن بركت، ثبوت خير الهى است و بركات، نعمتهاى دائمى و خير ثابت هستند. شايد تفسير بركات به خيرهاى فزاينده نيز، كه با معناى لغوى سازگارتر است، همان خير ثابت را افاده نمايد؛ چون هر خيرى با رشد و فزونى، ثبوت و دوام خود را نيز حفظ مىكند. بركات آسمان بر فزونى باران، و بركات زمين به فراوانى گياه و ميوه آن تفسير شده است. قرآن كريم افراد و گروههايى را مشمول بركات نازل شده از سوى خداوند شمرده است كه عبارتند از انسانها و اقوام مؤمن و متقى، نوح و امّتِ پيرو او، ابراهيم و اسحاق، اهل بيت ابراهيم، موسى و عيسى (ع). واژه «تبارَكَ» در قرآن نُه بار و همواره براى ذات مقدّس خداوند به كار رفته، همان گونه كه انزال بركات نيز تنها به خداوند نسبت داده شده است. معناى «تَبارَكَ»، ثابت در خير بودن خداوند، يا متعالى بودن او به واسطه وحدانيت وى در ازلى بودن و لايزال بودن است.
بركت در تداول امروزى فارسى زبانان، به معناى بسيارى نعمت و فزونى در خير است. و برخى از مصاديق شايع نعم الهى، چون نان و نمك، در ميان مردم، به عنوان نماد بركت شناخته شدهاند.[١]
محمد ٦، مردى كه براى دعوت به توحيد و يگانهپرستى قد برافراشت، مردى كه هدايت بشر را پيشه خود ساخت، مردى كه براى مبارزه با ظلم و بيدادگرى در هر شكل آن به پاخاست و از چهره زشت ستمگرى پرده برداشت. نه تنها خود از مصاديق بارز
[١] - درباره بركت به تفسير الميزان، ج ٧، ص ٢٩٧؛ دايرة المعارف بزرگ اسلامى، ج ١١، ص ٧٤٤، رجوع شود