اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٧٢ - محمد
دلهاى معاشران و بينندگان را به گِرو مىبرد. «بَلَغَ الْعُلى بِكَمالِهِ/ كَشَفَ الدُّجى بِجَمالِهِ/ حَسُنَتْ جَميعُ خِصالِهِ/ صَلُّواعَلَيْهِ وَ آلِهِ». به راستى امام رحمت بود و پيشواى مهربانى، نه فقط براى مؤمنان و دوستان؛ بلكه براى كافران و دشمنان نيز؛ چرا كه خوش بختى و سعادت را براى همگان مىخواست و شاهراه زندگى را در مقابل خستگانِ وادى طلب و رهروانِ مستعد مىگشود، و تشنگى جهانيان را تنها وجود او بود كه سيراب مىكرد. از اين رو، خداوند او را رحمت و مهر براى جهانيان دانسته، و دربارهاش فرموده است:
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ.[١] و ما تو را نفرستاديم مگر رحمتى براى جهانيان.
٥- قافله سالار خير و رأفت «قائِدِ الْخَيْر ...»، واژه «خَيْر» از «خارَ، يخارُ، خَيَرةً» به معناى «انتخاب» و اختيار است يعنى توانايى شخص بر انجام كارى از روى انديشه، و ترجيح آن بر امرى ديگر است؛ آن گاه كه در برخورد با يكى از دو كار، به گونهاى در انجام يكى از آنها دچار ترديد و دو دلى شويم، «خيرِ» از آن دو را بر ديگرى ترجيح دهيم؛ يعنى كارى را كه در مطلوبيّت و مرغوبيّت و فضيلت، بر ديگرى برترى دارد و اقدام به آن متعيّن و مشخص است، انجام دهيم. بنابراين «خير» از دو كار، آن كارى است كه از جهت انتخاب مطلوب است؛ مثلًا خير از دو مال، آن مالى است كه به لحاظ سود بخشى مطلوبتر است، و خير از دو خانه، خانهاى است كه به لحاظ سكونت مطلوبتر است، و خير از دو انسان، فردى است كه مصاحبت و همزيستى با او نيكوتر است، و همينطور خير از دو رأى و نظر، آن است كه صائبتر و اقدام عملى بر اساس آن مطلوبتر است. و روشن است كه از ميان چند كار، مثلًا، آن را بر مىگزينيم كه هدف و مقصود ما را بهتر تأمين مىكند. از اين رو، آنچه ما مىخواهيم خير است، هر چند براى وصول به چيز ديگر بخواهيم، ولى خير حقيقى همان مقصد ماست كه هر كار خيرى به خاطر آن انجام مىگيرد. بنابراين خير حقيقى آن چيز يا كارى است كه ذاتاً مطلوب است، و اگر خيرش مىناميم به لحاظ آن است كه در قياس با ديگرى او را برمىگزينيم؛ يعنى هر چيزى صِرفاً، در قياس با ديگرى خير است و گرنه در ذات خود نه خير است و نه شرّ. و همين سبب
[١] - انبياء، آيه ١٠٧