اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٤٨ - پيروان رسولان و تصديقكنندگان ايشان
پس ايشان را به فرستاده سومى نيرومند كرديم و گفتند: همانا به سوى شما فرستاده شدهايم. گفتند: شما جز آدميانى مانند ما نيستيد و خداى رحمان چيزى- از وحى و پيامبرى- فرو نفرستاده، [و] شما جز دروغ نمىگوييد.
گفتند: پروردگار ما مىداند كه ما به سوى شما فرستاده شدهايم؛ و بر ما جز رسانيدنِ روشن و آشكار پيام نيست. گفتند: ما شما را به شگونِ بد گرفتيم، اگر باز نايستيد هر آينه سنگسارتان مىكنيم و بىگمان از ما شكنجهاى دردناك به شما خواهد رسيد. گفتند: شگونِ بدتان با شماست. آيا اگر شما را پند دهند [به شگون برمىگرديد]؟! بلكه شما مردمى گزافكاريد. و مردى- حبيب نجار- از كرانه آن شهر شتابان بيامد، گفت: اى قوم من، اين فرستادگان [الهى] را پيروى كنيد، كسانى را پيروى كنيد كه از شما مزدى نمىخواهند و خود رهيافتهاند. و چرا بايد كسى را نپرستم كه مرا آفريده است و به سوى او باز گردانده مىشويد؟ آيا به جاى او، خدايانى را برگزينم كه اگر خداوند بخشنده، گزندى براى من بخواهد، ميانجيگرى آنان، مرا سودى نخواهد داشت و نمىتوانند رهاييم بخشند. در آن صورت، من بىگمان در گمراهى آشكارى خواهم بود.
هيچ پيامبرى نيامد جز آن كه گروهى او را تكذيب كرده و در برابرِ دعوت او به توحيد و برپايى عدالت، ايستادگى كرده به ستيزه برخاستند. از همين روست كه خداوند فرمود:
يَاحَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ.[١] دريغا بر اين بندگان! هيچ فرستادهاى نزدشان نمىآمد مگر كه او را ريشخند مىكردند.
و در شمارِ بسيارى از آيات قرآن كريم قصّه پرماجراى تكذيب و انكارِ دعوتهاى پيامبران از سوى مخاطبانِشان آمده است: كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ،[٢] كَذَّبَتْ عَادٌ
[١] - همان، آيه ٣٠
[٢] - شعراء، آيه ١٠٥