اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٥٠ - پيروان رسولان و تصديقكنندگان ايشان
ماندهاند!] آيا در زمين نگشتهاند تا آنان را دلهايى باشد كه بدان دريابند يا گوشهايى كه بدان بشنوند؟ زيرا كه [تنها] چشمها نابينا نمىشوند بلكه آن دلها [نيز] كه درون سينهها جا دارند، نابينا مىگردند.
و امّا گروهى ديگر، به راه ايمان و هدايت رفتند. در مواقف بسيار سخت و سهمگين و مردافكن و اوضاع و شرايط نامساعد اجتماعى- كه فساد از هر سو در حال گسترش بود؛ آن گاه كه عنادورزانِ ستيهنده، بر سر راه پيامبران الهى ايستادند و آگاهانه، دعوت راستين آنها را تكذيب كردند و در اين معارضه و دشمنى از خود، سرسختى نشان دادند- به يارى پيامبران برخاستند و در آن جوّ سياهِ گمراهى زمينههاى گسترشِ پيامِ آنان را فراهم آوردند و با فرا رفتن از اعماق پستى و زبونى به بلنداىِ شرف و بزرگى، كرامت انسانى را ممكن ساختند. در اين موقفِ صعب بود كه پيام توحيد را به گوش جان شنيدند و از اعماق دلشان تصديق كردند، با ايمانى راسخ راهِ پيشرفتِ رسالتشان را هموار كردند. و گروهى ديگر كه زمانِ حضور پيامبران را درك نكرده بودند و دست تقدير الهى آنان را در روزگارى قرار داده بود كه از درك حضور پيامبران و فداكارىهاشان محروم بمانند، در پرتو ايمانشان و از سرِ شوق و دلدادگى، دلبرده حضورشان بودند.
يادكَردِ نيكِ فداكاران
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقاً نَّبِيّاً.[١] در اين كتاب، از ابراهيم ياد كن كه او پيامبرى بسيار راستگو بود، وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصاً وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيّاً.[٢] و در اين كتاب از موسى ياد كن كه پاك (/ ناب) و فرستادهاى پيامبر بود، وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيّاً،[٣] و در اين كتاب، اسماعيل را ياد كن كه او، درست پيمان و فرستادهاى پيامبر بود، وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقاً نَّبِيّاً.[٤] و در اين كتاب، ادريس را ياد كن كه پيامبرى بسيار راستگو بود، اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ.[٥] بر آن چه مىگويند، شكيبا باش و از بنده ما داودِ توانمند ياد كن كه اهل بازگشت (توبه) بود، وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ
[١] - مريم، آيه ٤١
[٢] - همان، آيه ٥١
[٣] - همان، آيه ٥٤
[٤] - همان، آيه ٥٦
[٥] - ص، آيه ١٧