اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٢٨ - زنام و نشان و گمان برتر است
و تو اى پرسشگر، ژرف بينديش! در شناخت خدا و از خدا، صفاتى را بجوى كه تو را وحى رهنمون است، و در همان راستا بپوى كه با فروغِ هدايت قرآن روشنى گرفته است. شناخت مسايلى را كه نه در قرآن از آنها اثرى هست و نه در سنّت پيامبر- كه درود خدا بر او و خاندانش باد- يا در حركت و حيات امامان هدايتگر نشانهاى، فرو نِه و به خداى سبحان واگذار كه اين حدّ نهايى حقِّ خداوند است بر تو. هم بدان كه ژرفانديشانِ در دانش دين، تنها كسانىاند كه، آن چه را كه پسِ پرده است به اقرارى بسنده كردهاند و از يورش نسنجيده به درهاى فروبسته عوالم غيب، باز ايستادهاند و ناتوانىشان را اعتراف كردهاند، پس خداوند اعتراف به عجزشان را ستوده است و رها كردنِ كاوشِ بيرون از محدوده مسئوليتشان را، ژرفانديشى نام نهاده است. تو نيز، به همان كه حوزه فهم تو است، بسنده كن و با ميزانهاى عقلى خود، خداى را مسنج، وگرنه از تباهشدگانى.
خدايا! جهان پادشاهى تراست
وَ يا مَنْ لاتَنْتَهِى مُدَّةُ مُلْكِهِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اعْتِقْ رِقابَنا مِنْ نَقْمَتِكَ. و اى آن كه مدّت پادشاهىاش نهايتناپذير است، بر محمد و دودمانيش درود فرست و ما را از عذاب خويش، بِرَهان.
مِلْك- به كسر ميم-، كه معناى آن براى همه ذهنها آشكار و آشناست، بر دو گونه است: گونه يكم، مِلكِ اعتبارى است، كه در حوزه قرار داد و رسم و آئينِ عقلاى جهان در روابط اجتماعى انسانهاست؛ بدين معنا كه مالك در مال و دارايى و آن چه در قبضه تصرّف اوست، مانندِ زمينِ زراعى و خانه مسكونى، مىتواند هرگونه تصرّفى داشته باشد؛ تصرّفى كه مقبول و مطلوبِ عقلاى جهان است. گونه دوم، مِلك حقيقى است كه وجود و هستى مِلك قايم به وجود مالك است. رابطه