اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٣٤ - باغ وجود، يكسره دام نوائب است
مشركين را در هم شكست، بتپرستان از اين كار ابراهيم سخت برآشفتند و به منظور حمايت از خدايانِ خود تصميم گرفتند آن حضرت را بسوزانند. آتشى عظيم افروختند و خليل خدا را به شعلههاى آتش سوزان سپردند. به طور عادى براى ابراهيم راه نجاتى نبود و طبعاً بايد در اين خرمن آتش مىسوخت و خاكستر مىشد. اما خداوند اراده فرمود او را در پناه خود گيرد و سلامت او را خود، كفايت فرمايد، به آتش فرمان داد:
يَانَارُ كُونِي بَرْداً وَسَلَاماً عَلَى إِبْرَاهِيمَ.[١] اى آتش بر ابراهيم سرد و بىگزند باش!
به مشيت خداوند، آتش سوزان بر وى سرد شد، و كانون خطر به محيط سلامت مبدّل گرديد، نقشه مشركين در نابود كردن ابراهيم بر هم خورد، و ابراهيم در كفايتِ خداوند، جانِ سالم به در برد.
|
چند گويى من بگيرم عالمى |
اين جهان را پُر كنم از خود همى؟ |
|
|
گر جهان پُر برف گردد سر به سر |
تابِ خور، بگدازدش با يك نظر |
|
|
وِزْرِ او و صد وزير و صد هزار |
نيست گرداند خدا از يك شَرار |
|
|
عينِ آن تخييل را حِكمت كند |
عينِ آن زهرآب را شربت كند |
|
|
آن گمانانگيز را سازد يقين |
مِهرها روياند از اسبابِ كين |
|
|
پرورد در آتش ابراهيم را |
ايمنىّ روح سازد بيم را |
|
|
از سبب سوزيش من سوداييم |
در خيالاتش چو سوفسطاييم[٢] |
|
امام سجاد (ع) در اين فراز از نيايش، آموخت تا در برخوردِ با اين قبيل رخدادهاى ناخوشايند، خويشتن را به كفايتِ خداىِ داناىِ توانا بسپاريم، و از او طلب كنيم كه خود، با كفايت شاملِ خويش، دست ما را بگيرد و از اين آسيبها و پيشآمدهايى كه پايههاى زندگى را مىلرزاند، بِرَهاند؛ آسيبها و پيشآمدهايى كه دست بشر در دور ساختنِ آنها، از ساحت زندگى، كوتاه است: اللَّهُمَ صَلِّ عَلى مُحمدٍ وَ آلِهِ وَ اكْفِنا حَدَّ نَوائِبِ الزَّمانِ.
[١] - انبياء، آيه ٦٩
[٢] - مثنوى، دفتر يكم، بيت ٥٤٢- ٥٤٨.