اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٨٥ - زنام و نشان و گمان برتر است
ايمان تهى است. همچنان كه امام صادق (ع) فرمود:
لاايمانَ لِمَنْ لاحَياءَ لَهُ.[١] ايمان ندارد، آن كه بىآزرم است.
پيامبر گرامى ٦ فرمود:
الْحَياءُ مِنَ الْايمانِ.[٢] آزرم از ايمان است.
امام محمدباقر (ع) فرمود:
الْحَياءُ وَ الْايمانُ مَقْرُونانِ فِى قَرْنٍ، فَاذا ذَهَبَ احَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ.[٣] حيا و ايمان به يك ريسمان پيوستهاند، چون يكى رود ديگرى نيز از پى آن برود.
چنين انسانى، بواقع، «بوجهلى» است به خطا «بوالحكم» ناميده شده است و در واقع رهزنِ راهِ بندگىِ خداست و همانند ابوجهل در مصّبِ اين عتاب الهى است:
الَمْ يَعْلَمْ بِانَّ اللَّهِ يَرى.[٤] آيا نمىداند كه خداوند مىبيند؟
آرى، آن كه چراغ ايمان در شبستان وجودش خاموش گشته و نهال ايمان در دلاش خشكيده و پرده آزرم را دريده است، گستاخى را به جايى مىرساند كه هركه را، از هرچه بخواهد، باز مىدارد. تا آنجا كه بيش از امر و فرمانروايى بر جان و مال مردمان، آزادى در عقيده و عمل را از آنان سلب مىكند، و از بندگى خدا باز مىدارد تا بندِ بندگى خود را به گردن آنان گذارد.
با تأمّل دقيق و تدبّر عميق در آيه شريفه: الَمْ يَعْلَمْ بِانَّ اللَّه يَرى، روشن مىشود كه احاديث يادشده، برگرفته از همين سخن خداى تعالى است؛ يعنى «حيا» به درستى، از ايمان به خداى «عظيمِ ناظر» مايه مىگيرد، و ابوجهلِ بىآزرم و همپالگىهاى او، كه آهنگِ اذيّت و آزارِ رسول خدا را در حالت سجده؛ كه زيباترين جلوه عبوديّت است، در سر داشتند، بدان سبب بود كه به خداى داناىِ ناظر بر اعمال و حاضر در انديشه آدميان، ايمان نياوردند و پر روشن است كه هر انسانى كه وجودش از چنين ايمانى تهى باشد، از حيا و آزرم در برابر خداوند نيز تهى خواهد بود.
[١] - بحارالانوار، ج ٤٧، ص ٤٥
[٢] - تحف العقول، ص ٥٦
[٣] - همان، ص ٢٩٧
[٤] - علق، آيه ١٤