اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٥٠ - اين همه خوشها زدريايىست ژرف
پديدههاى جهان با نظامات حيرتزاى آن از نور وجودِ «اللَّه نُورُ السَّمواتِ وَالارض» روشنى يافته، و با فيض نامحدود و مداومش خلعت هستى پوشيدهاند. و امّا نياز آنها به خداوند توانا در همينجا تمام نمىشود؛ بلكه اين فيض هستى بايد همواره مستمر و پايدار برسد، تا سازمان عظيم جهان، برقرار بماند و آفرينش به حركت تكوينى خود ادامه دهد.
از اين رو، در آموزههاى قرآنى در توصيف خداوند آمده است: اللَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ الحَيُّ الْقَيُّومُ.[١] خداوند است كه هيچ خدايى جز آن زنده بر خويش استوار[٢] نيست. در معناى «قيّوم» گفته شده است: «القيّومُ: مِنْ اسماء اللَّهِ الْمَعْدُودَةِ، وَ هُوَ الْقائِمُ بِنَفْسِهِ مُطْلُقاً لا بِغَيرِهِ، وَهُوَ مَعَ ذلِكَ يَقُومُ بِهِ كُلُّ مَوجُودٍ حَتّى لايُتَصَوّرُ وُجوُد شَىءٍ وَلا دَوامُ وُجُودِهِ الَّا بِهِ. قيّوم از نامهاى نادِر خداوند است، و ذات مقدس الهى است كه خود با همه كمالاتش، بر خويش استوار و پايدار است و به هيچ روى، نيازى به غير خود ندارد و با اين حال همه موجودات و همه كايناتِ هستى به فيض مستمر و مداوم او پايدارند، به گونهاى كه هستىِ هيچ موجودى و نيز دوامِ هستى او، جز به عنايت او متصوّر و امكانپذير نيست و «اگر نازى مىكند در هم فرو ريزند قالبها». على (ع) فرمود:
كُلُّ شَىءٍ قائِمٌ بِهِ.[٣] همه چيز به او بر پاى است.
بر اين اساس، هر كمالى «بالاصالة» از آن خداوند است و ديگران هر چه دارند از اوست. بدين معنا كه به جز خداى متعالى «حىّ قيّوم» هيچ موجودى به طور مستقل مالك هيچ يك از كمالات وجودى نيست. و اگر موجودى داراى كمالى است؛ چه كمال اوّلى (اصل هستى) و چه كمال ثانوى (كمالات هستى)، از خداوند است. و اين خداوند است كه اين همه را، به او تمليك كرده است. به تعبير دقيقتر، همه موجوديت كايناتِ هستى در همه مراتب خود، وابسته خداوند است كه «غنىِّ مُطْلق» است:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ.[٤] اى مردم، شما
[١] - آل عمران، آيه ٢
[٢] - مترجمان قرآن« قَيّوم» را به تفاريق: بسيار پايدار، پايدارنده، پاينده و قائم به ذات معنى كردهاند. ترجمه دكتر سيد على گرمارودى
[٣] - نهج البلاغه، خطبه ١٠٩
[٤] - فاطر، آيه ١٥