اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٠٢ - خوشا آنان كه سر بر خاك اويند
هموزن و همانند كرد.
كافَأَ مُكافاةً وَ كِفاءً، او را به سبب آن كار پاداش داد، به او جايزه داد، با او برابر بود همسان بود، برابرى جُست.
وازَى مُوازاةً، با او روبرو شد، به او برخورد. در كلام امام (ع) «موازاة» و «مساواة» و «مكافاة»، نظير يكديگرند.
عَرَفَ الشَّى، آن چيز را دانست، آن را شناخت، عَرِّفْهُ: به او بشناسان، عَرِّفْهُ فِى اهْلِهِ وامَّتِهِ، به اهل بيت و امت او شيرينى شفاعت او را بچشان.
نافِذَ الْعِدَةِ، آن كه در همه وعدههاى خود قاطع و برنده است. وافِىَالقول، كسى كه به گفته خويش عمل مىكند، آن كه به وعدهاش وفا مىكند. «إنَّ اللَّه لا يُخْلِفُ الميعاد».
امام زينالعابدين (ع) در اين فراز پايانى از نيايش خود، پس از ياد كَردِ مجاهدتها و رنجها و مشقتهاى طاقتسوزِ پيامبر گرامى ٦ در راهِ پيشبرد اسلام و گسترش آئين توحيد، بار ديگر از خداى مهربان مىطلبد تا آن عزيز و گرامى را، از بهترين و نيكوترين پاداشها برخوردار سازد. و او را برفرشتگان مقرّب و پيامبران مرسل خود برترى دهد. و، شيرينى شفاعت او را در روز بازپسين به ذائقه جانِ دودمان پاك و پيرواناش بچشاند. يقيناً، آنچه تاكنون درباره شخصيت محمد ٦ و بعثت او و زمانه بعثت، و در نهايت، درباره هجرت آن بزرگوار گفته شد، در خورِ آن يگانه بىبديل نيست؛ چرا كه هيچ كس را نرسد كه به همه ابعاد قلمروِ شخصيت آسمانى و اسرار وجودى او دست يابد، جز خداى داناى حكيم و اولياى برگزيده او. هر كس از ياران و اصحاب و پيروان و دوستان، حتّى دشمنان آن حضرت، جز به اندازه پيمانه هستى محدود خويش از اين اقيانوس بىساحل بهره نبرده است، بىآن كه كرانهها و ژرفاى آن براى آنان روشن شود. و جالب اين كه همگى به كوتاهى و ناتوانى درك خويش اعتراف كردهاند و بر اين باور مباهى بودهاند.
|
قدرِ تو بگذشت از دركِ عقول |
عقل اندر شرح تو شد بوالفُضول |
|
|
گر چه عاجز آمد اين عقل از بيان |
عاجزانه جنبشى بايد در آن |
|
|
انَّ شَيئاً كُلُّهُ لايُدْرَكُ |
اعْلَمُوا انْ كُلُّهُ لا يُتْرَكُ |
|