اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٠٢ - كه با نفس و شيطان برآيد به زور
قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ. ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ.[١] گفت پس از آنجا كه مرا از راه در بُردى، بر سر راهِ راستِ تو، به كمين آنان مىنشينم. آنگاه از پيش و پس و راست و چپِ آنان، به سراغِشان خواهم رفت و بيشتر آنان را سپاسگزار نخواهى يافت.
بارخدايا! «نفس و شيطان هر دو يك تن بودهاند/ در دو صورت خويش را بنمودهاند».[٢] در اين مبارزه تباه كننده، در دو جبهه درون و برون، با اين هر دو، و اين همه دشمن، كه عملههاى نفس و شيطاناند و به زيان ما نقشهها دارند و براى پياده كردنِ آنها، راه و چارههاى پنهانى منظور كردهاند، چه كسى جز تو، اى خداى تواناى مِهْرورز، مىتواند ما را يارى كند و بر آنها چيره گرداند و ترفندهاى پنهانى و حيلههاى نهانىشان را، نقش بر آب، و گرههاى كورى را كه مىبندند، بگشايند؟ اى خداى مهربان:
|
دست گير از دستِ ما، ما را بخر |
پرده را بردار و پرده ما، مَدَر |
|
|
باز خَرْ ما را از اين نفس پليد |
كاردش تا استخوان ما، رسيد |
|
|
از چون ما بيچارگان ابن بندِ سخت |
كى گشايد؟ اى شهِ بىتاج و تخت |
|
|
اين چنين قفل گران را اى وَدود |
كِى تواند جز كه فضل تو گشود؟[٣] |
|
اى خداى وَدود! به تدبير حكيمانه خود كارها به سودمان تدبير كن و تو خود، در اين مبارزه مردافكن با مكر خويش دشمن را پيش از وصول به هدف، از پاى درآور و با پيروزى بر او كام جانمان شيرين كن، و ناكاممان مگردان. اى خداىِ مهرورز! بر محمد و دودمانش درود فرست و به وجاهت آنان در درگاهِ خود، ما را شكست خورده نفسِامّارهمان، قرار مده و مصيبت سلطه طاقتسوزِ او را بر ما تحميل مفرما. فريبكارى و حيلهورزى انسانهاى بىرحم را، كه پرواى حقوق ما را ندارند، به تدبير و مكر خويش تباه كن. بارخدايا:
[١] - اعراف، آيه ١٦- ١٧
[٢] - مثنوى، دفتر سوم، بيت ٤٠٥٣
[٣] - همان، دفتر سوم، بيت ٢٤٤٤- ٢٤٤٧.