اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٠٠ - كه با نفس و شيطان برآيد به زور
است. همه هدف امام (ع) آموختن اين آموزه مهم تربيتى است كه آدمى بداند بىمدد خداوند هيچگاه، نمىتواند راه به جايى ببرد و خويشتن را، از اسارت نفس و شيطان، برهاند. چرا كه تكيه بر تدبير خويش براى راندنِ شيطان و وارستن از تعلّقات نفس، خود از آموزههاى شيطانى و فريبكارىها و آرايشهاى نفس است.
|
من هلاكِ فعل و مكرِ مردمم |
من گزيده زخمِ مار و كژدمم |
|
|
مردمِ نَفْس از درونم در كمين |
از همه مردم بتر در مكر و كين[١] |
|
نفس از درون در كمين آدمى است و او را گرفتار حيله و فريب مىكند و در مكر و فريب نسبت به آدمى از هر دشمنى خطرناكتر است:
اعْدى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الّتى بين جَنْبَيْكَ.[٢] دشمنترين دشمنِ تو، نفس توست؛ همان كه ميان دو پهلويت جا دارد.
و بدين مضمون از على (ع) آمده است كه فرمود:
لاعَدُّوُ اعْدى عَلَى الْمَرْءِ مِنْ نَفْسِهِ.[٣] براى آدمى هيچ دشمنى دشمنتر از نفس او نيست.
از اين رو، نظر و هدايت امام (ع)، اكسيرى است كه در آدميان قلبِ ماهيت مىكند.
|
آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند |
آيا بوَد كه گوشه چشمى به ما كنند |
|
|
دردم نهفته به ز طبيبان مدعى |
باشد كه از خزانه غيبش دوا كنند |
|
(حافظ)
آدمى در درونِ خود، با «ديوى مُهيب» درگير است به نام «نفس». چيرگى و غلبه بر او، بسيار سخت و دشوار است. و به تنهايى ناممكن؛ چرا كه همواره با آدمى است و به تحقيق، آن چه با آدمى مىنشيند، به تدريج جزء ذات او مىگردد. از اين رو، جدا كردنِ آن كارى بس سخت و دشوار است. رذايل اخلاقى، نفس (منِ سفلىِ) آدمى را چنان فربه مىكند كه جا را، بر «منِ علوى» تنگ مىنمايد و سرانجام او را از وجود آدمى بيرون و خود به
[١] - مثنوى، دفتر يكم، بيت ٩٠٥- ٩٠٦.
[٢] - احاديث مثنوى، ص ٤١
[٣] - همان