اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٤٣ - پيروان رسولان و تصديقكنندگان ايشان
عِنْدَ مُعارَضِةِ الْمُعانِدِين: عارَضَ الشَّىَ: عارَضَ مُعارَضَةً وَ اعْراضاً، آگاهانه از حق روى گردان شد. با او مخالفت كرد، سر سختى نشان داد.
العانِد، آن كه از حق و راستى منحرف شود.
الْاشتِياق: وزن افتعال از شوق، و آن كشش نفس به سوى چيزى يا كسى است. شوق، آرزو، خواهش دل، علاقه قلبى، هيجان شديدِ نفس و كثرت آرزومندى كه حتّا با وصال تسكين نمىيابد.
حَقايقُ الايمان: تصديقهاى حقيقى به همه آن چه پيامبران آوردهاند. ايمان خالص، ايمان محض و كُنْه و واقعِ ايمان، ايمان ناب. ابن اثير گويد: در حديث آمده است: لايَبْلُغُ الْمُؤمِنُ حَقِيقَةَ الايمانِ حتّى لايَعيبَ مُسْلِماً بِعَيبٍ هُوَ فيهِ.[١] مومن به ايمانِ محض و خالص دست نمىيابد، مگر آن كه مسلمانى را به عيبى كه در اوست سرزنش نكند.
دهر: روزگار، زمان، زمانِ دراز روزگارِ دراز، عمر دنيا، عصر و دوره. هزاره، هزار سال، غايب، پايان، دوران: مشتى از اين ياوه درايان دهر/ جانِ كِدِرْشان ز انا در انين (سنايى). به معناى چرخ نيز آمده است: سِماطِ دهرِ دونپرور ندارد شهدِ آسايش/ مذاقِ حرص و آز اى دل بشوى از تلخ و از شورش (حافظ). به لحاظ فلسفى: دهر؛ مفهوم ذهنى زمانِ بىآغاز و بىانجام؛ زمان نامتناهى از ازل تا ابد: (دهر، زمان ناپيموده كه مَرْ او را آغاز و انجام نيست (ناصر خسرو). در فلسفه قديم: دهر، مدت بقاى موجودى كه هميشگى است: دهر، بقاى مطلق است مر ارواح مجرّد را، كان به زير اجسام نيست و مر آن را فساد و فنا نيست (ناصر خسرو).
دوراهى هدايت و ضلالت (ايمان و كفر)
گمراهى و كفر در گستره زمين تاريخى ديرينه دارد، همچنان كه هدايت و ايمان تاريخى ديرينه دارد. اين هر دو تاريخ، به «آدم ابوالبشر» نخستين انسان و فرزندان او «هابيل» و «قابيل» مىپيودند؛ يعنى از همان هنگام كه آدم (ع) از جانب خداوند فرمان
[١] - النهاية فى غَريبِ الْحديثِ وَ الْاثر، ج ١، ص ٤١٢