اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٣١ - باغ وجود، يكسره دام نوائب است
گفته شد، در اين جهانِ پرتحوّل و سراى زودگذر، كه در پيچيده به بلاها و رويدادهاى ناگوار است، نيش و نوش، غم و شادى، خوشى و ناخوشى، و مرگ و حيات در كنار يكديگرند. لذّت توام با الَمْ است و شادى در انتظار غم، در برابر سلامتى و امنيّت، بيمارى و ناامنى است و در برابر توانايى، ضعف و ناتوانى است. آسانى را دشوارى و كامروايى را ناكامى، و جوانى را فرسودگىِ پيرى، و در نهايت زندگى را مرگ دنبال مىكند. و اين حقيقت است، كه گفتهاند: «چرخِ جهان بر وفقِ مراد و بر طبق دلخواه كسى نمىگردد» و آدميان هيچگاه در اين جهان به طور كامل به مراد خويش نمىرسند و اصول هر لذّتى قرين رنجى است و يافتن چيزى مستلزم آن است كه خواهنده چيز ديگر را از دست بدهد.
به گفته ابوالطيّب متنبّى: ما كُلُّ ما يتَمَّنى الْمَرْءُ يُدْرِكُهُ/ تَجْرِى الرِّياحُ بِما لايَشْتَهِى السُّفُنْ. و به گفته مولانا:
|
آن يكى خر داشت و پالانش نبود |
يافت پالان گرگ خر را در ربُود |
|
|
كوزه بودش آب مىنامد به دست |
آب را چون يافت خود كوزه شكست[١] |
|
ماحصل، اين كه همه مردم در زندگى اين سراى، از يك يا چند جهت نگران و آزردهخاطرند. يكى بيمار است و ديگرى بيماردار، يكى از مشكلات زندگى رنج مىبرد و آن ديگر از فشارها و تنگناهاى اجتماعى، برخى در عذاب فقر مىسوزند و برخى در معرضِ خطرِ داشتن قرار دارند. همه آدميان به گونهاى گرفتارند. و در اين جهان زندگى، بدون بلا و مصيبت و بدون رويدادهاى تلخ و ناگوار، براى آدميان ناممكن است.
در زمينه بهرهگيرى از علل و عوامل تكوينى، براى جلوگيرى از وقوع حوادث ناگوار، انسانهاى الهى؛ آنها كه در انديشه خدا و غيبِ جهاناند و انسانهاى مادى؛ آنها كه خدا و حقايق نهانِ اين جهان را، باور ندارند، هر دو، از اين عوامل و وسائل در شئون مختلف زندگى بهره مىبرند و پارهاى از مصائب و پيشآمدهاى ناخوشايند را از ساحتِ وجود خود، دور مىكنند و از شدت و تندى آن رويدادها مىكاهند. با اين تفاوت كه انسانهاى مادّى، تنها به عوامل مادّى دل بستهاند و فقط سببهاى مادّى را مىبينند. به گفته قرآن
[١] - مثنوى، دفتر يكم، بيت ٤١- ٤٢.