اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٤٤ - زنام و نشان و گمان برتر است
(داستان) كسانى كه آيات ما را دروغ شمردند و به خويش ستم مىورزيدند.
كسانى را كه خداوند راهنمايى كند، راهيافتهاند و كسانى را كه در گمراهى نِهد، زيانكارند.
درباره پيامبر گرامى فرمود:
وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ.[١] و به تو و به پيشينيان تو، وحى شده است كه اگر شرك بورزى، بىگمان كردارت تباه خواهد شد و بىشك از زيانكاران خواهى بود.
در جاى ديگر فرمود:
لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ. ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ. فَمَا مِنكُم مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ.[٢] و اگر وى برخى سخنان را بر ما بر مىبافت، هر آينه او را به دست راست- كنايه از قوّت و توانايى يا سختى و شدّت- مىگرفتيم؛ سپس رگ جانش- دلِ- او را مىبريديم.
اين لحنِ عتاب آلود، نسبت به كسى كه سرآمدِ پيامبران و سالارِ همه اولياى خداست، حاكى از آن است كه هيچ يك از بندگان خدا، حتّا، پيامبران و اولياى معصوم در هر منزلت و مقامى كه باشند، در جاى ايمنى ننشستهاند. آن كسى كه مقامش رفيعتر و قرب و منزلتش بيشتر است؛ بايد خائفتر باشد؛ چرا كه هر كه بامش بيش، برفش بيشتر. همين موقعيت بود كه پيامبر گرامى را سخت بيمناك كرده بود. در خلوت شبانهاش در گوشهاى مىايستاد، دستها را به سوى آسمان بلند مىكرد و اشك ريزان مىگفت:
اللَّهُمَّ لاتَنْزَعْ مِنّىِ صالِحَ ما اعْطَيْتَنِى ابَداً، اللَّهُمَّ لاتُشْمِتْ بِى عَدوّاً وَ لا حاسِداً ابَداً، اللَّهُمَّ وَ لاتَرُدَّنى فِى سُوءٍ اسْتَنْقَذْتَنى مِنْهُ ابداً، اللّهُمِّ وَ لاتَكِلْنِى الى نَفْسِى طَرْفَةَ عَيْنٍ ابَداً.[٣] بارخدايا! خوبىهايى كه به من دادهاى وامگير،
[١] - زمر، آيه ٦٥
[٢] - حاقّة، ٤٥- ٤٧
[٣] - بحارالانوار، ج ١٦، ص ٢١٨