اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٤٢ - زنام و نشان و گمان برتر است
بياموزند همچنان كه برخى نادانان مىپندارند؟ هرگز!!! البته، نبايد تصور كنيم كه اين حالتها كه در پيشگاهِ خداوند داشتند، با عصمت آنان ناسازگار است؛ چرا كه:
اوّلًا: حَسناتُ الْابرارِ سَيِئاتُ الْمُقَرَّبينَ، كارهاى نيكى كه از ابرار و نيكان سر مىزند، اگر توسط بندگان خاص خداوند انجام گيرد كافى نيست؛ بلكه از آنان انتظار بيشتر مىرود. نيكويىهاى نيكان براى مقرّبان درگاه الهى، گناه محسوب مىشود.
|
طاعتِ عامه، گناهِ خاصِگان |
وُصْلَت عامه، حجابِ خاصدان[١] |
|
ثانياً: گناه و عذاب و استغفار و رهايى از عذاب و ... به لحاظِ معنا و محتوا، وسيعاند.
براى همين مقرّبين همواره به ميزانِ مسئوليتها و منزلتهايى كه دربارگاه الهى داشتند، خود را گناهكار- قاصر يا مقصّر- مىدانستند؛ حتّا آن گاه كه در خدمتِ خلق به سر مىبردند، خود را به گونهاى دور افتاده از مقامِ قرب، مىديدند. از همين رو است، كه پيامبر گرامى ٦ مىفرمود:
لَيُغانُ عَلى قَلْبِى وَ انِّى لَاسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِى كُلِّ يَوْمٍ سَبْعينَ مَرَّةً.[٢] گاهى غبارى بر دلم مىنشيند وَ مَنْ هر روز هفتاد بار از خدا آمرزش مىطلبم.
|
همچو پيغمبر ز گفتن وز نثار |
توبه آرَم روز، من هفتاد بار[٣] |
|
قهراً اين گناه، به معناى مصطلحِ گناه نيست؛ زيرا مقام عصمتِ آن بزرگوار از هر گناهى بدور است. چنان كه امام صادق (ع) فرمود: ما كانَ لَهُ ذَنْبٌ[٤] و ... يعنى پيامبر ٦ را هيچ گونه گناهى نبوده است. قهراً اين قبيل تعبيرها (استغفار و نظير آن)، يا اشاره به «ترك اوْلى» دارد و يا اين كه مشمول همان اصل ياد شده است: حَسناتُ الْابْرارِ سَيِّأتُ الْمُقرَّبينَ. ابلاغِ پيام خداوند و معاشرت با مردم به منظور ارشاد و دستگيرى آنان از سوى پيامبر ٦ و هر هادىِ ديگر، نوعى عبادت، و بىگمان بهترين عبادت است. امّا همين معاشرت با مردم و در آميختن با آنان و شركت در مجامعشان، در قياس با خلوتِ خود و در جذبه الهى بودن، براى آن بزرگواران نوعى هبوط و تنزّل بوده است. هر چند اين تنزّل
[١] - مثنوى، دفتر دوم، بيت ٢٨١٦.
[٢] - مستدرك الوسائل، ج ٥، ص ٣٢٠
[٣] - مثنوى، دفتر چهارم، بيت ٣٣٠٠.
[٤] - بحارالانوار، ج ٧١، ص ٢٤