اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٢٥ - و فرشتگانى ديگر
السّاعاتِ انَّا بِاللَّهِ عائِذوُنَ.[١] آنگاه پيكرش را در كفنها مىپيچند و او را كه رام و تسليم است از زمين برمى گيرند و بر تخته پاره مىنهند چون شتر از سفر بازگشته خسته و از حال رفته و رنجور و لاغر شده، فرزندان ونوادگان و برادرانش تابوتش را بردارند و به خانه غربتش رسانند. آنجا كه ديگر هيچ كس او را نبيند- و تنها خود در آن خانه نشيند- تا چون مشايعتكنندگان بازگرديدند و مصيبتزدگان واپس گراييدند، او را در گودالش نشانند، زمزمهكنان، حيرتزده از پرسش- فرشتگان- و خطا كردن در امتحان، ياراى سخن گفتنش نباشد و دشوارتر چيز در آنجا بلاى فرود آمدن است در گرمى جهنم و بريان شدن در آتشى كه زبانه زند پى هم، و تيز گشتن بانگ آن هر دم. نه لختى آسوده بودن و نه راحتى تا بدان رنج را زدودن. نه نيرويى بازدارنده تا در امان ماند و نه مرگى تا او را از اين بلا برهاند و نه خوابى سبك تا آرامشى رساند. سختىهاى مردن از پى هم، عذابها هر ساعت و هر دم به خدا پناه بريم- از اين غم.
الطّائفين بِالْبَيْتِ الْمَعمُورِ. و گردندگان به دور «بيت المعمور»، ركوع كنان و سجود كنان به تسبيح و تقديس سر خوشند. «الْبَيْتُ الْمَعْمُورِ» اشاره است به سوگند خداى تعالى كه فرمود: وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ، سوگند به آن خانه آباد- كعبه كه به زيارت حاجيان آباد است، يا خانهاى كه بر اساس روايات هر دو طريق[٢]- شيعه و سنى- در آسمان، برابر كعبه زيارتگاه فرشتگان است.
مالك و نگهبانانِ دوزخ
وَ مالِك وَ الْخَزَنَةِ، مالك و نگهبانان دوزخ، فرشتگانى كه خداوند درباره آنان فرمود:
وَنَادَوْا يَامَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُم مَّاكِثُونَ؛[٣] [دوزخيان] فرياد
[١] - خطبه ٨٣
[٢] - الميزان، ج ١٩، ص ٨
[٣] - زخرف، آيه ٧٧