اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٩٧ - كه با نفس و شيطان برآيد به زور
كه با نَفْس و شيطان برآيد به زور
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ وَ كِدْلَنا. وَ لاتَكِدْ عَلَيْنا، وَ امْكُرْلَنا وَ لاتَمْكُرْبِنا وَ ادِلْ لَنا وَ لاتُدِلْ مِنَّا. بارخدايا! بر محمد و دودمانش درود فرست، و كارها به سودمان تدبير كن و بر زيان ما جارى مساز، و مكر خويش درباره دشمنانمان به كار گير و كامِمان شيرين كن و ناكامِمان، مگردان.
الكَيْد: مصدرِ كادَ يَكيدُ، حيله، چاره، نيرنگ، مكرْ، حقّه، پليدى، بدى، جنگ.
المَكْر: مَكَرَ مَكْراً: او را فريب داد، به او كَلَك زد، به او نيرنگ زد، مَكَراللَّه: خداوند او را به سببِ مكرش، عذاب داد. نيرنگ، فريب و حقه زدن، مجازاتِ مكر و نيرنگ، بازگرداندن كسى را از هدف خود با حيله و نيرنگ.
أدالَ ادالَةً (دَوَلَ) الْخَبَرَ وَ نَحْوَهُ: خبر يا مانند آن را پراكند و شايع ساخت، آن را متداول كرد. ادالَه مِنْ عَلى عدوُّهِ: او را بر دشمنش پيروز گرداند و يارى داد.
ادالَ الثّوبَ: جامه را كهنه و فرسوده كرد. ادالَ عِصاماً مِنْ سَميرٍ؛ دولت و قدرت را از عصام گرفت و به سمير داد. والدَّولَةُ: به معناى ثروت، چيز متداول و رايج در ميان مردم، چيرگى و غلبه، استيلا، انقلابات و نشيب و فرازهاى روزگار كه به سود يكى و زيان ديگرى تمام مىشود، مال، دارايى، دولتمندى، كشور و مملكت. الدُولَة: آن چه ميان مردم متداول و رايج است: كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ