اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٥٥ - زنام و نشان و گمان برتر است
لا مَخُوفاً فَوْقَ ما يَخافُونَ.[١] بىشك اولياى خدا آناناند كه آن سوى چهره دنيا را با ژرف بنيى نگريستند، آن گاه كه مردمان عادى فقط به امروزِ آن مشغولاند، پس آن جنبههاى دنيا را كه بيم آن مىرفت كه بميرانَدشان، پيشتر ميراندند، و آنچه را كه مىدانستند رهاشان خواهد كرد، پيشتر رها كردند، افزونخواهىهاى مادى ديگران را كاستى پذيرفتن، و دستاورد آن را عين از دست دادن تلقّى كردند، چيزهايى را دشمن مىداشتند كه مردم عادى با آن از درِ سازش درآمدند، و با آن چه مردم در ستيزاند، كنار آمدند، قرآن به وسيله چنين كسانى شناخته شد، و آنان به وسيله قرآن دانش يافتند، قرآن با تكيه بر آنان بر جا و بر پا ماند، چنان كه آنان با تكيه بر قرآن بر پا شدند، آنان اميدوارى خويش را برتر از همه اميدها مىبينند چنان كه ترس خويش را برتر از همه ترسها.
از همين روست كه روحشان مرغسان در پرواز به سوى حصول به مقام قرب الهى است، پرندگانى را مانَنْد، كه بالهاشان به رغم همه نيروهاى انحطاطآور و خوار كننده اين جهان، مستقيماً نماد حقيقت مِثالى پرواز و عروج است و سرانجام به رها شدن از قفس محدوديتهاى زمينى منتهى مىشود. آرى، روحِ ناآرامشان در تكاپوست تا به شهود روحانى پردازد؛ شهودى كه به روحشان رخصت مىدهد تا به جمعِ خانواده آسمانى خود به پيوندد و بهبارگاه حضور الهى بار يابد. در نگاهِ اينان سراى دنيا، يكى از منزلگاههاى تكاملى است كه بر سرِ راهِشان قرار دارد. چند روزى كه در آن زندگى مىكنند، ناگزيرند براى تأمين سعادت و فوز به كمال معنوى خويش بكوشند. به خوبى دريافتهاند كه منظور اساسى و مقصدِ اصلى و اصيل از سعى و عمل در اين سرا، جلب لذّتهاى مادّى و تأمين حيات حيوانى نيست؛ بلكه وصول به مقام قرب و نيل به رضوان و حضور الهى است. از اين رو، در اين سراى زودگذر و محدود، رنج و درماندگى را تحمل مىكنند تا به مددِ فضل و عشق الهى در نهايت، نجات يابند و به تجربه متعالى روحانى و عرفانى وصل و اتحاد دست يابند. مىكوشند در پرتو سرمايههاى اخلاقى و ايمانى و كمالات علمى و عملى
[١] - نهجالبلاغه، حكمت ٤٣٢