اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٠١ - كه با نفس و شيطان برآيد به زور
جايش مىنشيند. مبارزه با اين بيگانه، كه با وجود آدمى يگانه شده است، در حقيقت گفتهاند: مبارزه با خويشتن است. مبارزه با دشمن دشوار است، و نيز با دوست دشوارتر و سختتر. و امّا مبارزه با خود و برداشتنِ آن از ميان، كارى است ناممكن و جز به مددِ الهى، آدمى در اين درگيرى ناممكن و پيروزى در آن، توفيق نمىيابد:
إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةُ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي.[١] نفسِ [آدمى] بسى به بدى و گناه فرمان مىدهد مگر آن كه پروردگارم رحمت آرد.
|
واى كاين؛ نفسِ شوم بد كاره |
كه همآغوش توست همواره |
|
|
نه به تدبير از او توان رستن |
نه به تزوير از آن توان جَستن |
|
بارخدايا! در اين جهان پرزرق و برق، در اين «دارُالغرور»، در دريايى موجخيز و پرطوفان با مشكلات بسيار، دست و پا مىزنيم و تهديدها، از هر سو، ما را احاطه كرده است. از يك سو، «نفس» از درون، وجودمان را پر كرده و كارها را در چشممان مىآرايد، و از سوى ديگر، شيطان از بيرون، با تزيين و آراستن گناهانِمان، در كارِ اغفال ما است. او در فجرِ خلقت سوگندى شديد و غليط و اكيد ياد كرد، كه بدىها را در ديد ما بيارايد و همگان را از راهِ راست كه همان انسانيّت است، بِدر كند:
قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلْأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ.[٢] گفت:
پروردگارا! براى آن كه مرا بيراه نهادى، در زمين [بدىها را] در ديد آنها خواهم آراست و همگان را از راه بِدر خواهم برد.
آرى! شيطان به خاطر كينه ديرينهاى كه از ما در دل دارد با تلاشهاى پنهان و ترفندهاى نهاناش، براى شكار ما، در كمين است. از هر راهى كه باشد مىخواهد وجود ما را تسخير كند. از نقطههاى ضعف ما چون حرص و طمعورزى و خواهشهاى ديگر نفسمان، براى ورود به درونِ وجودمان و ساحت زندگىمان، بهره مىجويد. او خود گفته است: كه بر سرِ راهمان، خواهد نشست و ما را در محاصره خود، خواهد داشت؛ تا ما را از بندگىِ تو، اى خداى مهربان، باز دارد:
[١] - يوسف، آيه ٥٣
[٢] - حجر، آيه ٣٩