اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٤١ - زنام و نشان و گمان برتر است
بِجِنايَتِهَا وَ مِطالى.
و نيز سخنان شورانگيز امام على بن الحسين (ع) در پارهاى از نيايشهايش:
انا صاحِبُ الدَّواهِى الْعُظْمى، انَا الَّذِى عَصَيْتُ جَبّار السَّماءِ، انَا الَّذِى اعْطَيْتُ عَلى مَعاصِى الْجَليلِ الرُّشى[١]
و آن چه در اين نيايشِ مورد بحث با خداوند، در ميان نهاده است. آيا اين اولياى بزرگ خداوند كه مدرسه گفت و گو با خدا را به روى ما گشودند و چراغ عبوديّت و بندگى را در شبستان دلِ ما دور افتادگانِ از مقام قرب الهى، برافروختند و در دلِ شب سياه ستم، درخشيدند تا تاريكىهاى سردِ پليد را از جان ما آدميان بزدايند و خدا را به شايستگى ستودند و چنان كه سزاوار بندگى بود ستايش كردند تا ما گرفتاران تاريكزارِ طبيعت را، رسم و آيين بندگى آموزند؛ آيا اين پاكترينها، كه خداوند هر گونه پليدى جسمى و روحى و وصفِ ناشايسته اخلاقى را از آنان زدوده و روانِشان را از آلودگى منزّه كرده، و آيههاى قرآن چنان در وجودِ پاكشان تجلّى يافته بود كه گويا همه آن آيات به شكل موجودى زنده درآمده و به عرصه حيات پا نهاده است، به واقع گناهكار بودند كه اين چنين خائفانه، به درگاهِ ربوبى تضرّع مىكردند واز نياز و خوف و توبه و انابت و كَرَم و اجابت سخن مىگفتند؟ يا نه، بلكه همچنان كه برخى پنداشتهاند، انگيزه آنها، از اين زارىها و احتياجها و نياز بردنها و گريهها و به خود پيچيدنها و خوف و هراسها واعترافها و آمرزش طلبيدنها، صِرفاً تعليم ديگران بوده است؛ تعليم گناهكاران تا رسم و آيين توبه و آمرزش خواهى در برابر خداوند بياموزند؟
در پاسخ اين پرسش، بايد گفت: چنين داورى درباره اولياى خداوند، علاوه بر آن كه دور از حقيقت است، با منزلت و مرتبت والايى كه در عرصه عبوديت دارند، ناسازگار است. نمىتوانيم بگويم: اين همه گريههاى شبانه و به خود پيچيدنهايى چون مارگزيده و اعترافها به تقصير و قصور، و خوف از رسوايى روز رستاخيزِ امام على بن ابى طالب (ع) و همين طور نالهها و گريههاى امام سجاد (ع) و ديگر امامانِ معصوم (ع)، براى آموختن ديگران بوده است، نه از سر استغفارِ راستين. آيا بندگانِ صالح خداوند در يك نمايش مصنوعى، در دل شبهاى تاريك، ايفاى نقش مىكردند و در درخواستهاى خود جدّى و صميمى، نبودند و تظاهر به درد و سوز و نياز مىكردند تا ديگران را درد و سوز و نياز
[١] - دعاى ابوحمزه ثمالى